سيد علي اكبر قرشي
218
قاموس قرآن ( فارسي )
كوهها صدا ميامد كه در « جبل » و « داود » گذشت . سبط : بفتح ( س ) انبساط يافتن به آسانى چنان كه راغب گفته است و بكسر ( سين ) نوه و فرزند فرزند است مفردات و صحاح و قاموس و اقرب آن را ولد الولد گفتهاند در نهايه و مجمع نقل شده « الحسن و الحسين سبطا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله » جمع سبط اسباط است و آن پنج بار در قرآن مجيد آمده و همه دربارهء بنى اسرائيل است * ( وَما أُنْزِلَ إِلى إِبْراهِيمَ وَإِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْباطِ . . . ) * بقره : 136 . نظير اين آيه است * ( وَأَوْحَيْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَإِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْباطِ . . . ) * نساء : 163 . طبرسى و ديگران و نيز اهل لغت گفتهاند : سبط در اولاد اسحق مثل قبيله در اولاد اسمعيل است فرزندان اسمعيل را قبائل و فرزندان اسحق را اسباط گفتهاند تا از همديگر متمايز باشند . راغب كه معنى اصلى را انبساط ميداند گويد بولد ولد سبط گويند كه گويا انبساط و امتداد در فروع است . * ( وَقَطَّعْناهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْباطاً أُمَماً . . . ) * اعراف : 160 . « اسباطا » بدل است از « اثنتى عشرة » و مميّز آن كه « فرقة » باشد محذوف است و « امما » حال است از اسباط يعنى آنها را دوازده فرقه كرديم در حالى كه هر سبط امّتها بودند ( جوامع الجامع ) بعضىها اسباط را مميز دانسته و گفتهاند در معنى مفرد است . در مجمع ذيل آيهء 136 بقره گويد : اسباط مفرد آن سبط است و آنها اولاد يعقوب بن اسحق بن ابراهيماند دوازده طائفه بودند از دوازده پسر . ناگفته نماند مراد از اسباط در آيات قرآن يا جماعاتى است كه از دوازده فرزند يعقوب به دنيا آمدند و يا اشخاص بخصوصى است كه هر يك سبط و ولد الولد بودهاند زيرا كه سبط بمعنى نوه و جماعت آمده است چنان كه گذشت . آيهء 136 بقره و 163 نساء كه