سيد علي اكبر قرشي
205
قاموس قرآن ( فارسي )
نشان دهندهء يك تمدن عظيم در روزگارهاى گذشته است طالبان تفصيل بفرهنگ قصص قرآن تأليف آقاى صدر بلاغى مادهء ( سباء ) رجوع كنند . و نيز ناگفته نماند : اهل سدّيكه شكست و مردميكه سليمان بدرياشان لشكر كشيد هر دو از قوم سباءاند ولى ظاهرا غيرهم بودهاند و دو قضيّه در دو زمان متفاوت اتفاق افتاده است . سب : دشنام : در صحاح آمده « السبّ : الشتم » راغب و اقرب آن را دشنام دردناك و سخت گفتهاند * ( وَلا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ الله فَيَسُبُّوا الله عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ . . . ) * انعام : 108 . مراد از « الَّذين » معبودها و فاعل « يدعون » مشركان است يعنى معبودهاى مشركان را دشنام نگوئيد آنها هم از روى جهل خدا را كه معبود شماست دشنام گويند . در مجمع از قتاده نقل شده : مسلمانان بتهاى مشركان را دشنام ميدادند خدا از اين كار نهى كرد مبادا كه آنها خدا را از روى جهالت ناسزا گويند . دشنام در اثر نبودن منطق و در اثر زبونى است شخص تا ميتواند لازم است طرف را با منطق مجاب نمايد در « تبب » و « حمار » گذشت كه قرآن راجع بابو لهب قصد ناسزا گوئى و بحمار قصد تحقير ندارد . در اينجا هم از دشنام دادن بخدايان دروغين نهى كرده است . آيا مراد مطلق نهى از سب است خواه آشكارا و پيش چشم طرف باشد و يا در نهان ؟ و يا مراد در پيش چشم طرف بودن است ؟ قيد * ( « فَيَسُبُّوا الله » ) * روشن مىكند كه غرض سبّ آشكار است و گرنه در صورت نهان بودن كه اطَّلاع ندارند تا مقابله به مثل كنند در كافى بابى تحت عنوان ( ساب ) هست كه از سبّ مؤمنين و سبّ آشكار مؤمن و غير مؤمن نهى مىكند و دربارهء مشركان مقتول بدر نقل شده كه حضرت فرمود : به اين جنازه ها دشنام نگوئيد چيزى از دشنام شما به اينها نميرسد ولى زندگان را اذيّت ميكنيد