سيد علي اكبر قرشي

17

قاموس قرآن ( فارسي )

و تا در آنها روى قاعدهء اعلال مبدل به ذا و در آن ادغام گرديده است . * ( « وَقالَ الَّذِي نَجا مِنْهُما وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِه . . . » يوسف : 45 * ( « وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ » ) * قمر : 17 ، 22 ، 33 ، 40 ، « ادّكر » در اصل « اذتكر » است تاء افتعال بدال مبدل شده و اولى در دومى ادغام گرديده است هكذا « مدّكر » در اصل « مذتكر » است طبرسى دربارهء آيهء اول فرموده « اذّكر » با ذال نيز جايز است . به نظر ميايد در « مدّكر » قبول ملحوظ است كه يكى از معانى افتعال مىباشد . يعنى : ما قرآن را براى ياد آورى و پند گرفتن آسان كرديم آيا پند قبول كننده‌اى هست ؟ * ( « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَه لَحافِظُونَ » حجر : 9 مراد از ذكر قرآن مجيد است و چون قرآن ياد - آور و بيان كنندهء حقائق دنيا و عقبى است بدانجهت بر آن ذكر اطلاق شده است . دربارهء تحريف قرآن به « قرآن » رجوع شود . [ اهل الذكر ] * ( « وَما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ) * انبياء : 7 * ( « وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ) * نحل : 43 . ظاهر آيات و سياق آنها نشان ميدهد كه مراد از اهل ذكر اهل كتاب از يهود و نصارى هستند مشركين مكه از اينكه بشر عادى پيغمبر مشركين مكه از اينكه بشر عادى پيغمبر شود تعجّب ميكردند و ميگفتند * ( « ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَيَمْشِي فِي الأَسْواقِ لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْه مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَه نَذِيراً » ) * فرقان : 7 . قرآن مجيد در آيات مورد بحث ميخواهد اثبات كند كه سنّت خدا بر آن قرار گرفته كه پيامبران از جنس مردم باشند و ميگويد : پيش از تو مردانى فرستاديم كه مثل تو بشر بودند و اى مشركين اگر اين مطلب را باور نداريد و نميدانيد از اهل كتاب كه به