سيد علي اكبر قرشي

175

قاموس قرآن ( فارسي )

زَلَق : بفتح ( ز - ل ) اصل زلق محلى است كه قدم در آن ميلغزد و ثابت نمىماند ( مجمع ) در اقرب گويد : « زلفت قدمه زلقا : زلَّت » و آنگاه بمعنى زمين بى علف و خالى استعمال مىشود چنان كه راغب و طبرسى گفته‌اند * ( « وَيُرْسِلَ عَلَيْها حُسْباناً مِنَ السَّماءِ فَتُصْبِحَ صَعِيداً زَلَقاً » ) * كهف : 40 . زلق در آيه زمين خشك و خالى است . زلق مصدر نيز آمده است چنان كه از اقرب نقل شد . * ( « وَإِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّه لَمَجْنُونٌ . . . » ) * قلم : 51 . « ان » مخفّف از مثقله است يعنى حقّا نزديك است كفّار بانگاهها و چشمان خيرهء خود ترا بلغزانند و به زمين افكنند آنگاه كه قرآن را شنيدند و گويند كه وى ديوانه است و چون ظاهرا مراد از لغزاندن همان به زمين افكندن و كشتن است لذا مجمع آن را از ابن عباس « يقتلونك ، يهلكونك » نقل كرده است . ناگفته نماند آيه شريفه دلالت دارد بر آنچه چشم زخم اثر دارد امروزه علم هيپنوتيزم هم اين مطلب را آفتابى كرده است نيروئى كه از چشم شخص خارج مىشود حتى ميتواند طرف را بخواباند در نهج البلاغه حكمت 400 فرموده « العين حقّ و الرّقى حقّ و السّحر حقّ . . . » يعنى چشم زخم و عوذه ها كه در آنها ميدمند و سحر حق است و اثر دارند . در صافى گويد : در خبر است كه « انّ العين ليدخل الرّجل القبر و الجمل القدر » چشم زخم مرد را بقبر و شتر را به ديگ داخل مىكند . مؤلف گويد سيوطى آن را در جامع صغير نقل كرده در مجمع گويد : در خبر آمده كه اسماء بنت عميس به حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله گفت : پسران جعفر را چشم زخم ميرسد پس رقيهء ضد چشم زخم براى آنها تهيّه كنم : فرمود آرى اگر چيزى به قدر ( خداوند ) سبقت ميكرد هر آينه آن چشم زخم بود .