سيد علي اكبر قرشي

139

قاموس قرآن ( فارسي )

خفته بيدار شده و شروع بروئيدن و تشكيل انسان ميكنند . نميشود گفت : روح از حبوبات خارج شده و وقت روئيدن باز داخل مىشود بلكه سلول زندهء حبوبات در داخل آنها به حالت خفته است و وقت بهار بيدار مىشود اينك آيات : * ( « وَنَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِه جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ ) * . . . * ( وَأَحْيَيْنا بِه بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ » ) * ق : 9 و 11 . * ( « يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَيُحْيِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَكَذلِكَ تُخْرَجُونَ » ) * روم : 19 . ملاحظه مىشود كه قيامت بروئيدن علفها تشبيه شده همچنين است آيهء 57 اعراف و 11 زخرف و 5 و 7 سورهء حج . راه ديگريكه قرآن در اين زمينه نشان ميدهد كيفيت ايجاد تدريجى خود انسان و قياس آخر باوّل است در جواب آنكه گفت : استخوانهاى پوسيده چگونه زنده مىشود آمد * ( « قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ » ) * يس : 81 . و در جاى ديگر فرموده * ( « وَيَقُولُ الإِنْسانُ أَ إِذا ما مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا . ) * * ( أَ وَلا يَذْكُرُ الإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناه مِنْ قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئاً » ) * مريم 66 - 67 . در اين زمينه بكتاب معاد از نظر قرآن و علم كه نوشته‌ام رجوع شود و نيز به « قيامت » در اين كتاب . اين مخالف با استقلال روح نيست ولى قرآن از راهى وارد شده كه على فرض اگر استقلال روح را هم انكار كند ضرر بمعاد نخواهد داشت « 1 » ريح : باد . بو . اصل آن روح است واو بياء بدل شده ( اقرب ) * ( « إِنْ يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَواكِدَ عَلى ظَهْرِه » ) * شورى : 33 . اگر بخواهد باد را ساكن مىكند آنها در پشت دريا از جريان ميافتد * ( « وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ » ) * يوسف : 94 . ريح در آيه بمعنى بو است يعنى چون كاروان از مصر جدا شد پدرشان گفت بوى يوسف را استشمام ميكنم . در آيهء * ( « وَلا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ » ) * انفال : 46 . مراد از

--> « 1 » ولى استقلال روح از ضروريات دين اسلام است و بسيارى از امهات مسائل اسلامى بسته به وجود روح مستقل است .