سيد علي اكبر قرشي
130
قاموس قرآن ( فارسي )
مرهون است كه بوثيقه اطلاق مىشود و گرنه آن مصدر است . جوهرى رهان را جمع رهن گفته مثل جبل و جبال ولى در آيه آن را مفرد گفتهاند . رَهين * ( « كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ » ) * طور : 21 . رهين بمعنى مرهون است . راغب گويد : چون از رهن حبس آن در نزد مرتهن به نظر آمده لذا بطور استعاره بحبس هر چيز رهن گفته شده است در الميزان فرموده : هر شخصى در نزد خدا رهن و مقبوض و محفوظ است در مقابل آنچه از خير و شر بجاى آورده تا بجزاى عملش از حيث ثواب و عقاب برسد . * ( « كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ » ) * مدثر : 38 و 39 . در الميزان گفته مراد از اين آيه رهين عذاب بودن هر نفس است چنان كه سياق ما بعد آيه روشن مىكند . رهو : گشوده . باز ( صحاح ) راغب آن را راه وسيع گفته . طبرسى آن را ساكن و آرام معنى كرده ولى راغب آن را نپسنديده است * ( « وَاتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ » ) * دخان : 24 . دريا را گشوده بگذار كه آنها غرق شدگانند . از آيه به نظر ميايد كه اگر موسى ميخواست بار ديگر عصا را به دريا ميزد و آب بهم ميامد ولى خدا از اين كار نهى كرد تا فرعونيان غرق گردند . و منظور موسى آن بود كه دريا بسته شود تا اهل مصر به بنى اسرائيل راه نيابند . اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده است . ابن اثير در نهايه از على عليه السّلام نقل كرده كه دربارهء آسمان فرمود « و نظم رهوات فرجها » يعنى مواضع گشودهء آن را منظَّم كرد . و گويد : رهوات جمع رهوة است . رَوح : بفتح ( ر ) راحتى . طبرسى در ذيل آيهء * ( « وَلا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ الله » ) * يوسف : 87 . گويد « و الروح : الراحة » و اصل باب از ريحى است كه رحمت مياورد و در معنى آيه گفته : مأيوس نباشيد از رحمتيكه خدا مياورد . جوهرى گويد « الروح و الراحة : الاستراحة » قاموس آن را راحتى و