سيد علي اكبر قرشي
54
قاموس قرآن ( فارسي )
را وقوع معنى كردهاند يعنى آنگاه كه پهلوهايشان به زمين افتاد از آنها بخوريد . اشاره بخروج روح از بدن قربانى است . 5 - * ( فَبَصُرَتْ بِه عَنْ جُنُبٍ وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ ) * قصص : 11 به نظر ميايد چنان كه در مجمع نقل شده « جنب » صفت محذوف باشد مثل مكان جنب يعنى : او را از محلّ دورى ديد در حالى كه آنها نميدانستند . 6 - * ( وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا . . . مائده : 6 جنابت در اثر خروج منى و مقاربت عارض انسان مىشود شخص را از آنجهت جنب گويند كه در دستور شرع از نماز خواندن در آنحال كنار شده است ( راغب ) ممكن است علَّتش اعمّ و شامل تمام محرّمات در حال جنابت باشد از قبيل نماز ، مسّ اسماء اللَّه و قرآن و غيره و دخول مساجد . . . پس جنب بمعنى مجنوب و كنار شده است . 7 - * ( آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً قصص : 29 از طرف كوه و از ناحيهء آن آتشى احساس كرد . 8 - * ( أَعْرَضَ وَنَأى بِجانِبِه . . . ) * اسراء : 83 ظاهرا * ( « بِجانِبِه » ) * مفعول * ( « نَأى » ) * است يعنى اعراض مىكند و جانب خود را دور مىكند كه مرتبهء ثانى اعراض و كنايه از نا ديده گرفتن حقّ است . جناح : بال . راغب گويد : جناح ، بال پرنده است * ( وَلا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْه . . . ) * انعام : 38 و نه پرندهاى كه به دو بالش پرواز مىكند . و دو طرف شىء را دو جناح آن گويند مثل دو جناح كشتى ، دو جناح لشگر ، دو جناح صحرا و دو جناح ( جانب ) انسان و فاجنح فعل جنح در * ( وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها ) * انفال : 61 بمعنى ميل كردن است گويند : « جنحت السّفينة » يعنى كشتى بيك طرف ميل كرد . و گناهى كه انسان را از حقّ مايل و كنار مىكند جناح ( بضمّ اوّل ) ناميده شده است ( مفردات باختصار ) . راجع باصل كلمه آنچه نقل شد كافى است اينك به چند آيه نظر