سيد علي اكبر قرشي

2

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا ) * نساء : 51 . در قاموس گويد : جبت : بت ، كاهن ، ساحر ، سحر ، چيز بىفائده و هر معبود باطل است . از آيهء شريفه پيداست كه مراد از آن معبود باطل و بت است و شايد بمعبود باطل از لحاظ بىفائده بودن جبت گفته شده راغب گويد : جبت و جبس هر دو بمعنى بىفائده است . اين كريمه دلالت دارد بر اينكه بعضى از اهل كتاب دربارهء مسلمين و مشركين قضاوت كرده و رأى داده كه دين مشركان از دين مسلمانان احقّ و بت پرستان از مؤمنان راه يافته تراند پيداست كه اين قضاوت از روى دشمنى با اسلام بوده و گر نه يهود با اهل قرآن وجوه مشترك بسيار داشتند و با بت پرستان وجه مشتركى نداشتند لذا در آيهء بعدى خدا آنها را لعنت مىكند . در الميزان از درّ منثور سيوطى نقل شده كه : چون كار رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم قوّت گرفت كعب بن اشرف يهودى عزلت اختيار كرد و بمكَّه آمد و گفت : نه به او ( رسول خدا ص ) يارى ميكنم و نه با او جنگ مىنمايم . در مكَّه از او پرسيدند كه : اى كعب آيا دين ما بهتر است يا دين محمّد و يارانش ؟ گفت : دين شما بهتر و قديم است و دين محمّد دينى تازه است . در اين زمينه آيهء * ( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ . . . ) * نازل گرديد . بهتر است بدانيم كه كلمهء جبت فقط يك بار در قرآن مجيد آمده و كلمهء طاغوت كه در آيهء شريفه آمده در اصل مصدر و بمعنى طغيان است و اكثرا به معناى فاعل به كار ميرود گفته‌اند كه بمعنى معبود باطل است به اين كلمه رجوع شود . جبر : اصلاح شىء بنوعى از قهر ، بستن ضد شكستن . راغب گويد : « اصل الجبر اصلاح الشّىء بضرب من القهر » در صحاح هست : « الجبر : ان تغنى الرجل او تصلح عظمه من كسر » غنى كردن شخص ،