سيد علي اكبر قرشي
35
قاموس قرآن ( فارسي )
در آيات بعدى اهل ايمان از اين حكم استثناء شدهاند * ( إِلَّا الْمُصَلِّينَ الَّذِينَ . . . ) * منوع نيز بايد مثل هلوع و جزوع ، مبالغه باشد . از مادّهء جزع فقط دو كلمهء فوق در قرآن هست . جزاء : مكافات . ( قاموس ) ايضا در قاموس هست : چون ما - بعدش « باء و على » آيد بمعنى مكافات و مجازات است و چون « عن » باشد بمعنى قضا و اداء باشد « جزى عنه : قضى » و بدون آنها بمعنى كفايت است « جزى الشىء : كفى » . راغب آن را در اصل بىنيازى و كفايت گفته و گويد : پاداش را جزاء گويند چون از حيث مقابله و برابرى در آن كفايت هست . در مجمع البيان فرموده : جزاء و مكافات و مقابله نظائرهماند . بهر حال پاداش و كيفر را جزاء گوئيم زيرا مقابل عمل است و از جهت برابرى كفايت مىكند در اينجا لازم است به چند نكته توجّه كنيم : الف : در قرآن مجيد جزاء هم در پاداش و هم در كيفر و عذاب هر دو آمده است مثل * ( فَإِنْ قاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِينَ ) * بقره : 191 و مثل * ( فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ وَذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ ) * مائده : 29 و نحو * ( وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صالِحاً فَلَه جَزاءً الْحُسْنى ) * كهف : 88 * ( لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ ) * زمر : 34 . ب : جاهائى كه در قرآن مجيد بعد از فعل جزى كلمهء « عن » آمده ممكن است آن را بمعنى كفايت گرفت چنان كه راغب معتقد است و ممكن است معناى آن ادا كردن باشد چنان كه در قاموس گفته ، در مجمع نيز از بعضى نقل شده است على هذا در آيهء * ( وَاتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً ) * بقره : 48 ممكن است بگوئيم معنى آنست : بترسيد از روزيكه كسى از كسى از هيچ چيز كفايت نميكند يا كسى از كسى چيزى نميدهد . ج : در بعضى از آيات جزاء