سيد علي اكبر قرشي
18
قاموس قرآن ( فارسي )
كتابش خوانده مىشود . از آيهء شريفه معلوم مىشود گذشته از نامهء فردى كه همه دارند ، براى هر امّت هم يك كتاب عمومى هست و شايد آن راجع بكارهائى است كه مجموعا انجام ميدهند مثل انتخاب فرد نا شايست يا نظير اجتماع اهل شام بر قتال صفّين و غيره . * ( . . . ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا ) * . . . * ( ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا ) * مريم : 68 و 72 . در مجمع البيان فرموده جثى جمع جاثى است يعنى به زانو در آمدگان در اقرب الموارد آورده : جثيّ بضمّ اوّل و كسر آن هر دو جمع جاث است يعنى آنها را در كنار جهنّم حاضر ميكنيم در حالى كه به زانو در آمدگاناند سپس متقيان را نجات ميدهيم و ستمگرانرا در آن به زانو در آمده ميگذاريم . راغب احتمال داده كه جثيّا مفعول مطلق و مصدر باشد يعنى : يجثون جثيّا . جحد : انكار با علم ( صحاح ) * ( وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوًّا ) * نمل : 14 آيات ما را از روى ظلم و سركشى انكار و تكذيب كردند ولى دلهايشان به آنها يقين داشت . اين آيه يكى از مشكلات مهمّ را حلّ مىكند و آن اينكه آدمى از لحاظ عقل و منطق و دليل بمطلبى يقين مىكند ولى در مقام تسليم قلبى به آنچه يقين كرده تسليم نميشود و انكار مىكند مثلا معاويه بحقّانيت امير المؤمنين عليه السّلام يقين داشت ولى تسليم نميشد و اقرار نميكرد و آن را انكار مىنمود . شيطان به خدا يقين داشت ، و ميگفت * ( « رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي » ) * . . . * ( « خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ . . . » ) * بروز قيامت نيز عقيده داشت و ميگفت * ( أَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ) * به پيامبران نيز معتقد بود و ميگفت * ( إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ) * و ميدانست كه مخلصينى از بندگان خواهند بود ، امّا با همهء اينها تسليم نداشت و خدا دربارهء او فرمود * ( أَبى وَاسْتَكْبَرَ وَكانَ مِنَ الْكافِرِينَ ) * بقره : 34