سيد علي اكبر قرشي
152
قاموس قرآن ( فارسي )
هيزم جهنماند . حطط : حطَّ : بمعنى فرود آمدن و فرود آوردن است راغب گويد : حطَّ پائين آوردن چيزى است از بلندى و نيز آن را پائين آمدن گفتهاند : « حطَّ الرّجل : نزل » ايضا بمعنى وضع و ترك آمده . اين كلمه در دو محل از قرآن كريم آمده است كه ذيلا نقل مىشود * ( وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِه الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَقُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ ) * بقره : 58 . * ( وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُوا هذِه الْقَرْيَةَ وَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُوا حِطَّةٌ وَادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً نَغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ ) * اعراف : 161 * ( « حِطَّةٌ » ) * در هر دو آيه مرفوع و خبر مبتداى محذوف است و * ( « حِطَّةٌ » ) * نكره است و بايد مراد از آن فرو آمدن بخصوصى باشد . نا گفته نماند : بنى اسرائيل در صحراى سينا بطور بيابان گردى زندگى ميكردند و در اختيار محلّ و خور و خواب چنان كه پيشهء بيابان - گردان است كاملا آزاد بودند ولى شهر نشينى داراى شرائط و قوانين بخصوصى است كه اگر آنها مراعات نشود نظم عمومى از بين ميرود و زندگى اجتماعى متلاشى ميگردد . به نظر ما مراد از هر دو آيه كه به بنى اسرائيل دستور ميدهد وارد فلسطين شده و شهر نشينى گردند ، آنست كه بايد در دخول شهر ، خاضع و تسليم قوانين شهر نشينى شوند و بدانند كه شهر نشينى يكنوع فرود آمدن و محدود شدن زندگى است و ديگر آزادى صحرا گردى را نخواهند داشت . و خلاصه مراد آن نيست كه از باب مخصوصى در حال سجده وارد شوند و بگويند : گناهان ما را بيامرز بلكه مراد آنست كه به شهر وارد شوند در حالى كه تسليم قوانيناند و بگويند و بدانند كه اين ورود ، فرود آمدن از آزادى مطلق و محدود شدن بشرائط شهر نشينى است معناى آيه چنين مىشود : و چون گفتيم در