سيد علي اكبر قرشي

134

قاموس قرآن ( فارسي )

را نمىشنوند و در آنچه خواستهء نفسشان است جاودانند . و اگر مراد از حسيس صوت خفى باشد معنى آنست كه حتى صداى جزئى آن را هم احساس نميكنند . آن مصدر از براى مفعول است . حسم : از بين بردن اثر شىء . گويند : « قطعه فحسمه » يعنى آن را بريد و مادّه اش را زايل كرد به همين علَّت شمشير را حسام گفته‌اند ( مفردات ) * ( سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً ) * حاقّه : 7 طبرسى و زمخشرى گفته‌اند : ممكن است آن مصدر و يا جمع حاسم باشد مثل شهود و رقود كه جمع شاهد و راقد است . بنا بر فرض اوّل مفعول مطلق يعنى « يحسمهم حسوما و بنا بر فرض دوّم صفت * ( سَبْعَ لَيالٍ وَثَمانِيَةَ أَيَّامٍ ) * است . معنى آيه چنين مىشود : خدا باد را هفت شب و هشت روز بر آنها مسلَّط كرد كه به طرز عجيبى آنها را ريشه كن مىنمود . و نيز آن را بمعنى متوالى گفته‌اند در مجمع گويد : ريشهء آن از حسم الداء است كه با داغ پى در پى آن را معالجه ميكنند . على هذا « حسوما » حال است از « ريح » در آيهء ما قبل . يعنى خدا باد را در حالى كه هفت شب و هشت روز مرتب و پى در پى آنها را از بين ميبرد مسلَّطشان كرد . در اين فرض حسوم بمعنى حاسم است . حُسْن : ( بر وزن قفل ) زيبائى نيكوئى . در قاموس گويد : « الحسن : الجمال » ( زيبائى ) در صحاح گفته : « الحسن : نقيض القبح » ( نيكى ) . هر دو از اين معنى در قرآن يافت مىشود مثل * ( وَلا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ ) * احزاب : 52 و نه ترا است كه آنها را به همسران ديگر عوض كنى گر چه زيبائى ايشان تو را بشگفت آورد . و مثل * ( وَوَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْه حُسْناً ) * عنكبوت : 8 انسان را نسبت به پدر و مادرش بنيكى سفارش كرده‌ايم .