سيد علي اكبر قرشي

120

قاموس قرآن ( فارسي )

حرص به دنيا از صفات مذموم و سبب هلاكت است و اخبار در بارهء آن فراوان مىباشد . حرض : ( بر وزن فرس ) بىفايده . ( مفردات ) صحاح آن را فاسد گفته است : « رجل حرض اى فاسد مريض فى ثيابه » و از ابو عبيده نقل كرده : حرض آنكسى است كه اندوه يا عشق او را ذوب و فانى كرده است * ( تَا لله تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكِينَ ) * يوسف : 85 به خدا آنقدر يوسف را ياد ميكنى تا از كار افتاده شوى يا بميرى . تحريض * ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتالِ ) * انفال : 65 تحريض بمعنى برانگيختن و ترغيب است راغب گويد : گويا آن در اصل از بين بردن حرض است در اقرب گويد : « حرّض فلانا : ازال عنه الحرض » معنى آيه : اى پيغمبر مؤمنان را بر جهاد ترغيب كن . حرف : طرف . حرف هر چيز طرف آنست ( صحاح - قاموس - مفردات ) مثل حرف شمشير ، حرف كشتى ، حرف كوه ، * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ الله عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَه خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِه وَإِنْ أَصابَتْه فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِه . . . ) * حجّ : 11 بعضى از مردم خدا را بر طرفى عبادت مىكند اگر خيرى به او رسيد به آن خاطر جمع مىشود و اگر امتحانى پيش آيد روى بگرداند . يعنى اين شخص در وسط و حقيقت بندگى نيست و در گوشهء آن قرار گرفته لذا با خيرى مطمئن و با امتحانى رو گردان مىشود * ( « فَإِنْ أَصابَه » ) * « حرف » را تفسير مىكند . متحرّف كسى است كه بيك جانب ميل مىكند . مثل * ( وَمَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَه إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ الله ) * انفال : 16 آيه در خصوص حرمت فرار از جنگ است مگر كسى كه براى جنگ بمحلَّى و جانبى ميل كند و يا خود را بكنار دستهء ديگر از مجاهدين برساند كه اين عقب نشينى فرار نيست بلكه يافتن