سيد علي اكبر قرشي
109
قاموس قرآن ( فارسي )
از تصرّف در مال و ساير احوالش منع مىكند و جمع آن حجور است مثل * ( وَرَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ ) * نساء : 23 و نادختريهايتان كه در حجر و ضمان و تربيت شمااند ( از مفردات ) . حجر را گاهى عقل ، گاهى منع و گاهى حرام معنى كردهاند ولى حق آنست كه از راغب نقل شده و همهء آنها از يك ريشه است . اصحاب الحجْر * ( كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ ) * حجر : 80 اصحاب حجر همان قوم ثمود ، قوم صالحاند طبرسى گويد : علَّت اين تسميه آنست كه نام شهرشان حجر بود و گفتهاند نام درّهاى بود كه در آن ساكن بودند . به نظر نگارنده قول راغب قوىتر است زيرا حجر محلَّى محصور از سنگهاست و چون آنها از كوهها خانه ميتراشيدند ( چنان كه ذيل آيهء فوق است ) و خانه هايشان محصور از سنگها بوده اصحاب حجر خوانده شدند يعنى مردميكه در محلّ محاط از سنگ زندگى ميكردند . حجراً محجوراً * ( يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً ) * فرقان : 22 در مجمع از خليل نقل شده كه چون كسى در جاهليت در ماه حرام شخصى را ميديد و ميترسيد كه او را بكشد ميگفت : حجرا محجورا يعنى كشتن من بر تو حرام است . . . مردم روز قيامت چون ملائكه را ديدند به گمان اينكه اين كلمه نفعشان دهد در برابر ملائكه آن را ميگويند . راغب نيز چنين گفته است . نگارنده احتمال قوى مىدهم كه مراد از آن اظهار يأس از جانب كفّار است يعنى روزى ملائكه را مىبينند در آن روز بر گناهكاران بشارتى نيست و گويند : رحمت خدا بر ما حرام حتمى شد و ما از آن محروم گشتيم مثل * ( سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ ) * ابراهيم : 21 مؤيد اين سخن آنست كه نظير اين جمله در بيان حائل ميان دو دريا كه اميدى برفع آن