سيد علي اكبر قرشي
107
قاموس قرآن ( فارسي )
چنان كه راغب گفته است . در آياتى نظير * ( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّه ) * بقره : 258 * ( فَمَنْ حَاجَّكَ فِيه مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ) * آل عمران : 61 ظاهرا مراد مطلق محاجّه و مخاصمه و جدل است زيرا باطل و كافر دليلى روشن ندارد تا حجّت به معناى واقعى باشد و اين معنى در آياتى مانند * ( قُلْ أَ تُحَاجُّونَنا فِي الله ) * بقره : 139 و غيره حتمى است . حجّت به معناى اصلى آن ، همان برهان است كه در بعضى از آيات آمده است * ( قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ ) * نساء : 174 رجوع شود به « برهان » . * ( وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي الله مِنْ بَعْدِ ما اسْتُجِيبَ لَه حُجَّتُهُمْ داحِضَةٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ شورى : 16 . پى بردن بوجود خدا و اثبات او از راه علَّت و معلول فطرى انسان است فطرت انسان بر هستى خدا پايه گذارى شده است لذا هر كه در بارهء وجود خدا يا دين او مخاصمه كند بعد از آنكه فطرتش آن را اجابت و قبول مىكند ، حجّت چنين كسى در پيش خدا بىاثر و خودش مورد غضب و عذاب خداست ، اين است معنى آيه ، چنان كه مدلول آيهء * ( وَنَفْسٍ وَما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْواها ) * شمس : 7 - 8 و همچنين مضمون آيهء * ( فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ الله الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ) * روم : 30 است . خيلى بعيد به نظر ميرسد كه مراد قبول كردن عدّهاى از مردم باشد و خدا بفرمايد : چون عدّهاى خدا را پذيرفتهاند پس هر كه نپذيرد مورد غضب است زيرا مطلق پذيرفته شدن يك چيز دليل حقانيّت آن نميشود چه بسا باطل كه عدّهاى آن را پذيرفتهاند اللهم اينكه مراد پذيرفتن عدّهاى از مردم پاك و سليم النفس باشد مثل پيامبران كه روى فطرت خدا دادى پذيرفتهاند ، در اين صورت برگشت آن تقريبا به آنچه ما گفتيم است . حِجَجَ * ( إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ) *