سيد علي اكبر قرشي
81
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا » ) * مريم : 83 يعنى ما شياطين را براى كافران فرستاديم ، آنها را بشدّت تحريك ميكنند و بر اعمال خلاف وا ميدارند ، از مفردات راغب بدست ميايد كه قيد شديد در تحريك ملحوظ است گويند : ازّت القدر اى اشتدّ غليانها » . قاموس آن را مطلق تحريك و غليان معنى كرده است . در نهايه هست « كان الذى ازّ عايشة على الخروج ابن الزبير ، اى حرّكها و حملها على الخروج » يعنى ابن زبير بود كه عايشه را بر خروج بجنگ جمل تحريك كرد : ازَف : نزديك شدن وقت * ( « أَزِفَتِ الآزِفَةُ » ) * النجم : 57 يعنى نزديك شونده نزديك شد . مراد روز قيامت است . و نيز عجله ، و خوب شدن زخم معنى شده است ، راغب گويد در آن ، گذشته از نزديكى ، ضيق وقت نيز مراد است . * ( « وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الآزِفَةِ » ) * غافر 18 ، آنها را از روز نزديك شونده بترسان ، روز قيامت از نظر واقع نزديك و نزديك شونده است ، گر چه ما آن را دور ميدانيم * ( « إِنَّهُمْ يَرَوْنَه بَعِيداً وَنَراه قَرِيباً » ) * معارج : 6 * ( « اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ » ) * انبياء : 1 اسْر : بستن . حبس . گرفتار كردن . نا گفته نماند معنى جامع همان بستن و بسته شدن است . اسير را از آنجهت اسير گويند كه گرفتار و بسته شده است أُسارى جمع اسير است يعنى گرفتار شدگان و * ( « تَأْسِرُونَ فَرِيقاً » ) * احزاب : 26 يعنى قسمتى را اسير و گرفتار ميكنيد « اسراء » نيز جمع اسير است * ( « نَحْنُ خَلَقْناهُمْ وَشَدَدْنا أَسْرَهُمْ » ) * انسان : 28 يعنى ما آنها را آفريديم و تركيب وجودشان را محكم كرديم ، ميان اعضاء بدن ، اتصال و همبستگى هست ما آن پيوند را محكم كرديم آنان كه « اسر » را در آيهء فوق ، خلقت معنى كردهاند ، مرادشان بايد همان اتصال و تركيب باشد . اسرائيل : اين كلمه بنقلى اسم دوّم حضرت يعقوب و بنقلى لقب آنحضرت است . به نظر ميايد كه