سيد علي اكبر قرشي

70

قاموس قرآن ( فارسي )

رحمه الله آن را در بحار ج 11 ص 367 ط جديد ، بدون ردّ و قبول از كمال الدين مرحوم صدوق از مردى بنام ابو وائل نقل كرده است . ناگفته نماند : ابو وائل شخصى مجهول الهويّه است و در رجال مدح و قدحى ندارد . به نظر ميايد كه اين شخص ، قضيّه را از وهب و يا كسى كه از وهب شنيده نقل كرده است . صدوق عليه الرحمه آن را در كمال الدين باب 54 از ابى وائل نقل نموده ولى آن را قبول ندارد و در آخر همان باب ميگويد : اين قضايا كه نقل كردم اعتمادى به آنها ندارم ، ولى مىبينم كه خصمم قبول دارد براى الزام او ايراد ميكنم . و در ذيل افسانهء بهشت شداد ميگويد اگر بشود گفت كه در روى زمين همچو بهشت ناديده هست و كسى جاى آن را نميداند ، ولى از طريق خبرها ميگويند : هست ، پس چرا وجود و غيبت امام عصر عليه السّلام را از طريق اخبار قبول ندارند ، با آنكه خبر بهشت شدّاد از ابى وائل است ولى اخبار قائم عليه السّلام از حضرت رسول و ائمه طاهرين عليهم السّلام . ! ! ! در تفسير بيضاوى و صافى و مجمع البحرين بطور اشاره بىآنكه نامى از وهب و كعب برده شود ، اين افسانه نقل شده است . ابن كثير شامى در تفسير خود ، بعد از اشاره به آن ميگويد : اين از خرافات اسرائيلى است . مسعودى در مروج الذهب ( ج 1 ص 368 ) گويد : بسيارى از دانايان گفته‌اند : اين داستان از خرافات است . فريد وجدى در دائرة المعارف گفته : آنچه گفته‌اند : ارم شهرى بود از طلا و نقره ، نه نصّى دارد و نه مبتنى بدليلى است ، جرجى زيدان در تاريخ تمدن اسلام ( ج 1 ص 12 ترجمه ) آورده : اين جزافه گوئيها مبتنى بر اساس نبوده و حدّ اقل آن است كه پاره‌اى از عمارات قوم عاد و ثمود با جواهرات گرانبها تزيين ميشده . از قرآن مجيد ، فقط اين اندازه بدست ميايد كه بناى « ارم »