سيد علي اكبر قرشي

58

قاموس قرآن ( فارسي )

بباء باشد بمعنى علم است . تأذّن : بمعنى اعلام و اخبار است با قيد كثرت و تكرار ( قاموس ) بنا بر اين ، معنى كريمهء * ( « وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ » ) * ابراهيم 7 آنست كه خداى شما مكرر اعلام كرده كه در صورت شكر ، نعمت خود را زياد خواهد فرمود . استيذان : يعنى طلب اذن . * ( « وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ » ) * احزاب 13 ناگفته نماند : تمام معانى اذن ( بر وزن عنق ) و اذن ( بر وزن علم ) بمعنى اجازه و گوش دادن بر ميگردد و اين دو معنى جامع تمام معانى است . اذَن : ( بر وزن عنب ) حرف جواب و جزاء است بمعنى آنگاه و آنوقت ، نحو * ( « إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ » ) * نساء : 140 يعنى شما آنوقت نظير آنها هستيد . در قرآن مجيد همه جا با تنوين ( اذاً ) نوشته شده و محلى كه با نون ( اذن ) نوشته شود يافته نشد . اذى : نا خوش آيند . نا پسند * ( « لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالأَذى » ) * بقره 264 صدقات خود را با منت گذاردن و كار نا پسند باطل نكنيد . گوئيم : فلانى مرا اذيت كرد يعنى در بارهء من كار نا پسندى انجام داد در قاموس هست : « الاذيّة و الاذى و هى المكروه » در اقرب الموارد آمده « اذى يأذى اذا و اذاة : وصل اليه المكروه . الاسم الاذيّة » . اذى مصدر و اسم هر دو استعمال شده است در الفائق بعد از نقل حديث « الايمان نيّف و سبعون درجة ادناها اماطة الاذى عن الطريق » گويد : مراد از اذى خار و سنگ و هر چيزى است كه در راه ها سبب آزار ميگردد فعل ثلاثى اذى از باب علم يعلم و مزيدش از باب افعال و غيره آمده است نظير * ( « وَما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ الله » ) * احزاب : 53 شما را نرسد كه رسول خدا را اذيت كنيد . بنا بر آنچه گذشت معنى آيهء * ( « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ » ) * بقره : 222 چنين مىشود و تو را از خون