سيد علي اكبر قرشي
55
قاموس قرآن ( فارسي )
نماند مراد از « اذن » در آيهء صرف شنيدن و گوش دادن نيست بلكه منظور عمده باور كردن است ، مراد منافقان آن بود كه حضرت بسيار زود باور است ، آنچه مىشنود تصديق مىكند چنان كه * ( « يُؤْمِنُ بِالله وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ » ) * مؤيد آن است . در تفسير المنار نقل شده : عدهاى از منافقان كه از آن جمله جلاس بن سويد ، مخشى بن حمير و وديعة بن ثابت بود ، جمع شدند و خواستند در غياب حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم از او بد گوئى كنند ، بعضى گفتند : اين كار را نكنيد ميترسيم كه به او خبر دهند و در بارهء شما بد گوئى كند ، بعضى گفتند : محمد يكپارچه گوش است اگر به او خبر دادند قسم ميخوريم تصديقمان مىكند . در نتيجه آيهء فوق نازل شد . مخفى نماند : كفّار با اين كلمه قصد اهانت داشتند ، ولى قرآن آن را به صورت مدح آورده و ميگويد : پيغمبر زياد گوش ميدهد و باور مىكند امّا نه بهر كس بلكه بوحى خدا و سخن مؤمنان گوش ميدهد و باور مىكند و اين گوش دادن و باور كردن بخير و صلاح شماست كه شما را راهنمائى مىكند . از اين ماده فعل اذن يأذن از باب علم يعلم بمعنى گوش دادن و اطاعت كردن آمده است مانند * ( « إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ وَأَذِنَتْ لِرَبِّها وَحُقَّتْ » ) * ( انشقاق 1 ) آنگاه كه آسمان شكافته شود و از فرمان پروردگارش پيروى كند و اطاعت آن حتمى است در تفسير كشّاف ذيل آيهء فوق و در الفائق و نهايه مادهء « اذن » از حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم منقول است « ما اذن الله لشيئى كاذنه لنبىّ يتغنّى بالقرآن » خدا به چيزى گوش نداده مانند گوش دادنش بپيغمبرى كه قرآن را با صوت حزين و رقيق ميخواند . در فائق گويد : مراد از تغنّى تحزين و ترقيق صوت است . به نظر ميآيد كه بجاى « لنبىّ » « لرجل » باشد چون از « لنبىّ » استفاده مىشود قرآن ببسيارى از پيامبران نازل شده حال آنكه چنين