سيد علي اكبر قرشي
24
قاموس قرآن ( فارسي )
درخت روئيده باشد ( بيشه ) معنى آيه در « خمط » ديده شود . اثم : گناه - خمر - قمار كار حرام - ( قاموس ) نام كارهائى است كه از ثواب باز ميدارند ( مفردات ) به نظر ميايد كه معنى اصلى اثم ، ضرر باشد در قرآن ميخوانيم * ( « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما » ) * بقره : 219 از تو از خمر و قمار ميپرسند ، بگو در آن دو ضررى بزرگ و نيز منافعى براى مردم هست ولى ضررشان از نفعشان بيشتر است . از مقابلهء اثم با منافع و اثمهما بانفعهما بدست ميايد كه معنى اصلى آن ضرر است زيرا هميشه ضرر مقابل نفع است . در المنار ذيل آيهء فوق گويد : اثم هر آنچيزى است كه در آن ضرر و زيان باشد . در اين صورت بگناه و قمار و خمر و مطلق كار حرام از آنجهت اثم گفته شده كه ضرراند و از خير باز ميدارند . اثام در آيهء * ( « يَلْقَ أَثاماً » ) * فرقان : 68 بمعنى عذاب و عقوبت است ، گويا به عذاب از آنجهت اثام اطلاق شده كه مسبّب از اثم است و از باب تسميهء مسبّب باسم سبب است آثم يعنى : گناهكار - به ضرر افتاده . * ( « وَمَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّه آثِمٌ قَلْبُه » ) * بقره : 283 هر كه كتمان شهادت كند قلبش گناهكار است . اثيم صيغهء مبالغه است * ( « وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ » ) * جاثية : 7 . تأثيم نسبت دادن گناه به ديگرى است * ( « لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَلا تَأْثِيماً » ) * واقعه : 25 يعنى در بهشت بيهوده و نسبت دادن گناه به يكديگر نميشنوند كلمهء اثم با سائر مشتقات آن 48 بار در قرآن به كار رفته است . اجاج - آب شور كه بتلخى زند * ( « هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُه وَهذا مِلْحٌ أُجاجٌ » ) * فاطر : 12 ثعالبى در سرّ الادب گويد : اجاج آب شورى است كه بتلخى زند و در قاموس گويد : مآءِ اجاج آبى است كه شور و تلخ باشد * ( « لَوْ نَشاءُ جَعَلْناه أُجاجاً » ) * واقعه : 70 اگر ميخواستيم