سيد علي اكبر قرشي
10
قاموس قرآن ( فارسي )
نميخواهد بگويد : من نكردهام بلكه غرضش ابطال خدائى خدايان است ) . گفتند : اگر ميخواهيد مجازاتش كنيد ، او را بسوزانيد و خدايانتان را يارى كنيد ( تا در آينده كسى به اين فكر نيافتد و بدانند جزاى اهانت به خدايان سوزاندن است ) گفتيم : اى آتش بر ابراهيم خنك و سالم باش . خواستند با اين نيرنك او را مغلوب كنند ولى آنها را زيانكارتر كرديم * ( « فَجَعَلْناهُمُ الأَخْسَرِينَ » ) * انبياء : 58 - 70 . حقّانيّت ابراهيم كاملا روشن گرديد . تا اينجا آنچه زير عنوان سير در آفاق و شكستن بتها گفته شد ، متّخذ از قرآن مجيد و كاملا ساده و طبيعى است ، ولى براى توضيح بيشتر به سه مطلب از آنچه گذشت دوباره اشاره ميكنيم . 1 - ابراهيم بآزر ، خطاب كرد . آيا آزر پدر اصلى آنحضرت بود يا جدّ امّى او ؟ اين مطلب در « آزر » تحقيق خواهد شد . 2 - * ( « فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ » ) * صافات : 89 در ترجمهء اين آيه گفتيم كه : ابراهيم عليه السلام ، آنها را توبيخ كرد و از پرستيدن بتها بر حذر نمود ، آنگاه بستارگان نگاه كرد و عظمت خدا در نظرش مجسم شد و از نادانى آن قوم بر آشفت و گفت : من پريشان حالم . در لغت به مكان خوفناك و بقلب كينه ور مكان سقيم و قلب سقيم گفته شده است . لازم نيست « سقيم » را حتماً در آيه بمعنى مريض بگيريم و هيچ مانعى ندارد كه مراد از سقيم پريشان حالى باشد و مسلَّما ابراهيم در آنوقت ناراحت و پريشان حال بود و ايضا به نظر ميايد كه مراد از سقيم در آيهء * ( « فَنَبَذْناه بِالْعَراءِ وَهُوَ سَقِيمٌ » ) * صافات : 145 نيز پريشان حالى بوده باشد . يعنى يونس را از شكم ماهى بصحرا انداختيم و پريشان حال بود ، نه اينكه مريض و تبدار . در اين صورت باحتمالات زيادى كه در بارهء آيهء فوق گفته شده