سيد علي اكبر قرشي
159
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( الضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ » ) * بقره : 177 بأس را در آيه ، شدت جنگ و جنگ معنى كردهاند و با اصل معنى كاملا درست است . بائس در آيه ى * ( « وَأَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ » ) * حجّ : 28 كسى است كه به او سختى رسيده است بنا بر اين ، فقير صفت بائس است ، زيرا ممكن است بائس غير فقير باشد بئيس * ( « بِعَذابٍ بَئِيسٍ » ) * اعراف : 165 يعنى عذاب شديد . بَأساءِ : بمعنى سختى است چنان كه از مفردات نقل شده در قاموس آن را داهيه ( واقعهء هولناك ) معنى كرده است ، هر چه هست ، آن بمعنى سختى شديد است * ( « وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ » ) * بقره : 177 ، يعنى و صبر كنندگان در سختى و ضرر شديد و در موقع جنگ . بيضاوى از ازهرى نقل مىكند : بأساء در سختيهائى گفته مىشود كه خارج از بدن باشد مثل سختى در اموال و غيره و ضرّآء سختى است كه به بدن رسد مثل مرض و زخم و غيره . صاحب الميزان ذيل آيهء 214 از سورهء بقره ، نيز چنين گفته است . ولى در قاموس گويد : ضرّآء زمينگيرى و سختى و نقص در اموال و نفوس است . كلمهء بأساء چهار بار در قرآن مجيد آمده و پيوسته معادل ضرّآء واقع شده است ، به نظر ميايد كه قول ازهرى صحيحتر است . تا ميان آن دو فرق باشد . بِئسَ : فعل ذمّ است و در تمام ذمّها به كار ميرود چنان كه نعم در تمام مدحها ( مفردات ) اصل آن از بؤس بمعنى ناپسند است ( اقرب ) * ( « فَحَسْبُه جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهادُ » ) * بقره : 206 جهنّم براى او كافى است و بد جايگاهى است . گاهى بعد از بئس ماء نكره ميايد كه بمعنى شيئى و الَّذى است . و فاعل بئس را تفسير مىكند مثل * ( « بِئْسَما يَأْمُرُكُمْ بِه إِيمانُكُمْ » ) * بقره ، 93 بد است آنچه ايمانتان بدان امر مىكند . بَتر : بريدن ( قطع ) ابتر :