سيد علي اكبر قرشي
144
قاموس قرآن ( فارسي )
اوّل : مقابل آخر . و آن وصف است ، و مؤنّثاش اولى است مثل اخرى * ( « أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لأَوَّلِ الْحَشْرِ » ) * حشر : 2 يعنى اهل كتاب را براى نخستين راندن از ديارشان بيرون كرد * ( « هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ » ) * حديد : 3 اوست اوّل و در وجود كسى بر او سبقت ندارد و اوست آخر بعد از وى چيزى نيست . اولو : صاحبان * ( « وَما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الأَلْبابِ » ) * آل عمران : 7 متذكر نميشوند مگر صاحبان عقول ، اين كلمه ، جمع است و مفرد ندارد گفتهاند : اسم جمع است و مفرد آن ذو است بمعنى صاحب مثل غنم كه واحد آن شاة است ( اقرب - الموارد ) . اولات : صاحبان مؤنث اولُو است مثل * ( « وَأُولاتُ الأَحْمالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ » ) * طلاق : 4 زنان حامله مدت آنها وضع حملشان است واحد آن ذات است در غير لفظ خود ، در قرآن فقط دو بار آمده است : طلاق 4 و 6 . اولاءِ : آنها ، اسم اشاره است بجمع نزديك ، مذكَّر و مؤنّث در آن يكسان است و چون هاء تنبيه به آن داخل شود گويند : اولئك ، و چون ضمير كم به آن اضافه گردد گويند : اولئكم - مثل * ( « أَ كُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِنْ أُولئِكُمْ » ) * قمر : 43 اوِّه : تأسف . كلمه ايست كه در مقام ناليدن از فشار و درد گفته مىشود در نهج البلاغه هست كه در وقت ياد آورى شهيدان صفّين فرمود « اوّه على اخوانى الَّذين قرؤا القرآن فاحكموه » اوّاه صيغه ى مبالغه است از اوه مثل * ( « إِنَّ إِبْراهِيمَ لأَوَّاه حَلِيمٌ » ) * توبه : 114 راغب گويد : اوّاه كسى است كه ترس از خدا را آشكار كند ، در نهايه آن را بسيار تضرّع كننده گفته است يعنى ابراهيم بسيار تضرّع كن و بردبار است . در اصول كافى كتاب دعا باب اوّل از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه اوّاه را بسيار دعا كننده فرموده است و در حاشيه از طبرسى نقل شده :