سيد علي اكبر قرشي
142
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( صَبْراً » ) * كهف : 82 اين است تأويل آنچه نتوانستى تحمّل كنى ! . در اينجا قضيّه ، به عكس جريان حضرت يوسف است آنجا اوّل خبر بود بعد وقوع خارجى و در اينجا وقوع اوّل است بعد خبر و توضيح علل ، و در اينجا تأويل بمعنى علَّت غائى و غرض است . در آيهء * ( « وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا » ) * اسراء 35 ، تأويل بمعنى نتيجه و عاقبت امر است ، يعنى پيمانه را تمام كنيد و با ترازوى صحيح بسنجيد ، آن خوب است و از حيث عاقبت و نتيجه بهتر است . پس تأويل يك واقعيّت و خارج است كه باصل خود بر ميگردد ، خواه به صورت نتيجه باشد يا علَّت و يا وقوع خارجى . * ( « وَيُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الأَحادِيثِ » ) * يوسف : 6 يعنى برگشت دادن تازه ها را بواقع آنها به تو تعليم مىكند چنان كه در تعبير خواب دو نفر زندانى و تعبير خواب پادشاه مصر اين مطلب بثبوت رسيد . تأويل قرآن ، وقوع خارجى وعده هاى آن است و از جمله وقوع قيامت مىباشد * ( « هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَه يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُه يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوه مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ » ) * اعراف : 53 . سخنان قرآن اكنون به صورت خبر است ، وقوع آخرت و حسرت خوردن مردم تأويل آن مىباشد و ميان خبر و وقوع ارتباط بخصوصى است و دوّمى باوّلى بر ميگردد . در آيه ى ديگرى آمده : ميگويند قرآن را از پيش خود ساخته بگو : يك سوره مانند آن را بياوريد . . . * ( بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِه وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُه » ) * يونس : 39 در اينجا تأويل فقط راجع بقيامت نيست بلكه اعمّ از آن و واقعيّتهاى دنيوى است كه قرآن خبر داده است ، يعنى آنچه را كه احاطه بدانش آن ندارند تكذيب كردند و هنوز وقوع خارجى آن به آنها نيامده