سيد علي اكبر قرشي
127
قاموس قرآن ( فارسي )
در اين صورت نميشود گفت : كه با عدم قدرت تكليف ساقط است كه عدم قدرت نتيجهء اعمال اختيارى آنهاست . آنها از اوّل اعراض كردهاند خداوند بر اعراضشان افزوده * ( « يا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ الله إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ الله قُلُوبَهُمْ » ) * صف : 5 مىبينيم كه بنى اسرائيل با علم آنكه موسى رسول خداست اذيتش ميكردند و چون از حق ميل و اعراض كردند خداوند قلوبشان را از حق كنار كرد . هكذا : * ( « ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ الله قُلُوبَهُمْ . . . » ) * توبه : 127 بنا بر آنكه دعا نباشد . على هذا اين عدم قدرت مسقط تكليف نيست كه خود سبب آن را فراهم آوردهاند . ناگفته نماند : ملاحظهء * ( « خَتَمَ الله عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ » ) * كه بعد از آيهء * ( « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . » ) * واقع شده و ملاحظهء * ( « إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا ) * . . . * ( فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ » ) * بعد از آيهء * ( « لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ . . . » ) * نشان ميدهد كه بمسلوب القدرة بودن نزديكاند و به نظر نگارنده قدرت به كلى از آنها سلب نشده است . ايضا : اين گونه اشخاص از روى عناد كافرند نه از روى جهل و گر نه جاهل پس از علم ايمان آوردنش سهل است . مراد از « كفر » در مقابل ايمان در آياتى نظير * ( « وَلكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَمِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ . . . » ) * بقره : 253 ، كفر از روى علم است كه همان استكبار و عدم تسليم باشد و الَّا كفر از روى جهل كه در « كفر » خواهد آمد حساب ديگرى دارد ، و خلاصه : پس از وضوح حقّ هر كه به آن تسليم شود مؤمن و هر كه آن را كتمان كند و تسليم نشود كافر است اين ايمان و كفر است كه سبب بهشت و جهنّم ميگردد . و سر و كار قرآن مجيد با اين ايمان و كفر است . در آياتيكه خدا از مردم ايمان ميخواهد نظير * ( « آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ » ) *