سيد علي اكبر قرشي
94
قاموس قرآن ( فارسي )
نوعيكه در آخر واقع ميشوند عبارتند از الف تأنيث مثل حبلى و بيضاء و الف ضمير در تثنيه مثل * ( « اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ » ) * و الفهائيكه به آخر آيات داخل ميشوند همچنانكه در آخر ابيات ميايند مثل * ( « وَتَظُنُّونَ بِالله الظُّنُونَا ) * - . . . * ( فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا » ) * ليكن اين الفها معنائى ندارند و فقط براى اصلاح لفظ وارد ميشوند ( مفردات باختصار ) . الْف : ( بر وزن عقل ) هزار . از اسماء عدد است جمع آن در قرآن كريم الوف و آلاف به كار رفته است * ( « وَإِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ » ) * حجّ : 47 يك روز نزد پروردگار مانند هزار سال است * ( « خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ » ) * بقره : 243 * ( « يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ » ) * آل عمران : 124 . الّ : پيمان . قسم . قرابت . همسايه ( قاموس ) در قرآن مبين فقط بمعنى قرابت به كار رفته * ( « لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلاًّ وَلا ذِمَّةً » ) * توبه : 10 يعنى مشركان در بارهء هيچ مؤمنى قرابت و پيمانى را رعايت نميكنند . تنها دو بار در قرآن آمده است توبه : 8 - 10 . در قاموس هست كه : الّ و ايل از اسماء الله مىباشد ولى راغب در مفردات آن را بىاساس ميداند . الَّا : حرف استثناء است در اقرب الموارد گويد : الَّا بر چهار وجه است 1 - استثناء 2 - صفت بمعنى غير 3 - عاطفه بمعنى واو 4 - زائده . در آيه * ( « فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ » ) * بقره : 150 مجمع البيان از ابو عبيده نقل مىكند كه « الَّا » بمعنى واو عاطفه است و تقدير آن « و لا الذين ظلموا » مىباشد ولى اين نا صواب است و الَّا در جاى خود واقع است النهايه ، استثنا منقطع است ، مشروح مطلب آنكه يهود در كتاب خود خوانده بودند : پيغمبر جديد ، قبله را عوض خواهد كرد ، چون قبله از بيت - المقدس بكعبه عوض شد ، قرآن فرمود اين تحوّل سبب آنست كه