السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
96
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
كند ( مسألة 8 ) اگر فضولي عقد كند زني را براي كسيكه در احرام است جايز نيست در آنحال عقد را اجازه كند وأيا بعد از بيرون آمدن از احرام مىتواند اجازه كند يا نه أحوط ترك اجازه است واگر محرم فضولا براي كسى عقد كند باطل است هر چند زوجين هيچ كدام محرم نباشد ( باب چهارم ) بدان كه جايز نيست زيادة از چهار زن بعقد دائمي چه مرد حر باشد يا عبد وزن حره باشد يا كنيز وجايز است بملك يا بتحليل وطي كند زيادة از چهار كنيز را ولو بهزار برسد وهم چنين است بعقد انقطاع وجائز نيست براي حر كه تزويج كند زيادة از دو كنيز چنانچه جايز نيست براي عبد كه تزويج كند زيادة از دو حره پس حر مىتواند جمع كند بين چهار حره يا سه حره با يك كنيز يا دو حره با دوكنيز وعبد مىتواند جمع كند بين چهار كنيز يا يك حره با دو كنيز يا بين دو حره ونمى تواند جمع كند بين دو كنيز با دو حره يا آنكه سه حره بگيرد يا چهار حره بگيرد يا سه كنيز با يك حره بگيرد چنانكه جايز نيست براي حر كه جمع كند بين سه كنيز ويك حره ( مسألة 1 ) غلام يا كنيز كه بعض آنها ازاد شده باشد ايا در احكام مذكوره بحكم حرند يا بحكم مملوك مشكل است ومقتضاى احتياط آنستكه غلام مبعض نسبت بكنيز بحكم حر باشد كه زيادة از دو كنيز نگيرد ونسبت بحره بحكم عبد باشد كه زيادة از دو حره نگيرد وكنيز مبعضه نسبت بعبد بحكم حره باشد ونسبت بحر بحكم كنيز باشد ( مسألة 2 ) هر گاه غلامي سه يا چهار كنيز بزوجيت داشته باشد وازاد شود نمىتواند همه را بزوجيت نگاه دارد بلكه بايد زايد بر دو كنيز را رها كند وظاهر آن است كه مخير باشد ما بين آنها هر كدام را بخواهد رها كند چنانكه كافريكه زيادة بر چهار زن داشته باشد ومسلمان شود بايد زايد را رها كند ومخير است ما بين زنان هر كدام را بخواهد رها كند ومحتمل است كه بايد بقرعه تعيين نمايد وأحوط آن است كه اختيار كند قرعه زدن ما بين آنها را واگر يك نفر از كنيزان يا دو نفر آنها آزاد شوند مخير مىباشند ميان آنكه نكاح خود را باقي گذارند يا بهم زنند پس اگر بهم زدند كه هيچ واگر نكاح را بحال خود باقي گذاردند زوج مثل صورت أولى مخير است ما بين نگاه دارى آنها يا دو نفر ديگر وأحوط آن است كه اختيار قرعه كند ( مسألة 3 ) اگر كسى چهار زوجه داشته باشد وشك كند در آنكه تمام آنها بعقد دائم مىباشند تا نتواند زوجه دائمي ديگرى بگيرد