السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

32

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

مديون واجب النفقة زكاة دهنده باشد مىتواند از اين سهم باو بدهد كه قرضش را دا كند يا به طلبكار أو بدهد بلى دادن باو براي صرف در نفقه جايز نيست ( مسألة 27 ) هر گاه زيد مديون زكاة دهنده باشد وطلبكار از عمرو باشد وزيد حواله كند زكاة دهنده را بر عمرو جايز است بعد از حواله طلب خود را از عمرو از بابت زكاة محسوب دارد بلكه جايز است بدون حواله زكوه دهنده طلبي كه از زيد دارد بعنوان وفاء دين عمرو از بابت زكاة حساب كند اگر چه أحوط حساب بعد از حواله است ( مسألة 28 ) هر گاه كسى بمقتضاى مصلحت تبرعا ضامن دين ديگري شود وزيادة از قوت سال نداشته باشد كه بتواند از عهده ضمانت بيرون آيد جايز است از اين سهم باو دهند اگر چه مضمون عنه غنى باشد ( مسألة 29 ) كسيكه قرض كرده براي صرف در اصلاح ذات البين مثل آنكه مقتولى پيدا شود كه قاتلش معلوم نباشد ونزديك باشد فتنه واقع شود وشخصي قرض بگيرد براي فصل خصومت ونتواند أداء كند جايز است از اين سهم باودهند وهم چنين است كسيكه براي بناء مسجد ونحوان از مصالح عامه قرض گرفته باشد ونتواند ادا كند بخلاف آنكه بتواند از مال خود أداء كند كه جواز دادن باو از اين سهم مشكل است بلي دور نيست جواز دادن از سهم سبيل الله هر چند جواز آن نيز بي اشكال نيست مگر در صورتيكه بهمين قصد قرض كرده باشد " هفتم " سبيل الله وان هر كار خيرى است مثل ساختن پل وبناء مدرسه ومسجد وكاروانسرا ونحوانها وتعمير آنها وخلاص كردن مؤمنين از دست ظلمه واصلاح ميان مردم ورفع شر وفتنه از ميان مسلمين واعانت حاج وزائرين واكرام علماء ومشتغلين در صورتيكه از مال خود متمكن از حج وزيارت واشتغال علم نباشند بلكه أقوى جواز صرف اين سهم است در هر كار خيرى كه بدون زكاة نتوانند بجاآورند بلكه هر چند بتوانند بعمل آورند ولكن بدون آن اقدام نكنند " هشتم " ابن السبيل وان مسافري است كه نفقه أو تمام شده يا راحله أو تلف شده باشد كه نتواند بر گردد هر چند در وطن خود غنى باشد بشرط آنكه نتواند در سفر قرض كند يا چيزى بفروشد ونحو آن وبشرط آنكه سفر أو معصيت نباشد كه جايز است از زكاة بقدر رفع حاجت ولايق بحال أو از ملبوس ومأكول ومركوب يا قيمت آنهايا اجرت آن باوبدهند تا بلد خود يا بجائيكه بتواند بقرض وبيع ونحوانها تحصيل كند برسد وهر گاه چيزى از آن هر چند بتنك گيرى بر خود باشد زياد بيايد بايد بحاكم شرع دهد بنابر أقوى واعلامش كند كه زكاة است چه آنكه آن زيادى پول باشد