السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
26
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
بقدر حصه خود زكاة آنرا بدهند " چهارم " حاصل زمينى كه براي نما گرفته باشد مثل باغ ودكان وخانه وحمام وكاروانسرا ونحوانها وظاهر آن است كه نصاب وگذشتن سال در آن معتبر باشد وزكاة آن چهل يك است " پنجم " زبور وزكاة آن عارية دادن آن است بمؤمن " ششم " ماليكه غايب يا زير زمين ومتمكن از تصرف آن نباشد در صورتيكه دو سال يا سه سال بر آن بگذرد كه بعد از تمكن زكاة يك سال آن مستحب است " هفتم " ماليكه بنصاب رسيده باشد ودر أثناء سال بقصد فرار از زكاة معاوضه كند بديگرى كه بعد از سال زكاة آن مستحب است ( باب چهارم در كسانيكه مصرف زكاة هستند وأوصاف آنها ودر آن دو فصل است ) ( فصل أول ) در أصناف مستحقين وآنها هشت طايفه اند " أول ودويم " فقير ومسكين وحال مسكين از فقير سخت تر است وفقير شرعي كسى است كه مصارف ساليانه خود وعيالش را نداشته باشد والا غنى است پس كسيكه باغ وزمين زراعت وگاو وگوسفند ونحوانها داشته باشد كه براي مصارف أو وعيالش كافى باشد در تمام سال جايز نيست زكاة بگيرد وهم چنين كسيكه سرمايه دارد كه بربح آن مصارفش ميگذرد يا آنكه از نقد يا جنس بقدر كفايت سال دارد زكاة نگيرد بخلاف كسيكه كمتر از مصارف يك سال داشته باشد كه جايز است بگيرد پس كسيكه بمقدار كفايت دارد ولى در أثناء سال بعد از صرف بعض آن كمتر از كفايت سال شود بعد از كم شدن جايز است بگيرد ونبايد صبر كند تا سال سررود ومؤنه اش تمام شود پس هر وقت كه بمقدار كفايت يك سال تمام ندارد ميتواند بگيرد وكسيكه مال موجود بقدر كفايت ندارد ولى صنعتى يا كسبى دارد كه بتدريح مؤنه خود را پيدا ميكند جايز نيست بگيرد وكسيكه قدرت بر كسب داشته باشد وبسبب تنبلى كسب نكند أحوط نگرفتن است ( مسألة 1 ) كسيكه سرمايه دارد كه ربح آن براي مصارف أو بس نباشد وسرمايه بقدر كفايت باشد نبايد سرمايه را صرف كند وجايز است كه سرمايه را براي كسب خود باقي گذارد وباقي مانده را از زكاة بگيرد وهم چنين كسيكه صنعتى دارد كه وافى بمؤنه أو نباشد وأسباب آن را اگر بفروشد بس باشد يا آنكه باغي مثلا دارد كه قيمت آن براي مؤنه اش بس باشد وحاصل آن بس نباشد نبايد بفروشد بلكه ميتواند بحال خود بگذارد وباقي مانده مؤنه را از زكاة بگيرد ( مسألة 2 ) جايز است بفقير زيادة از مقدار مصارف سالش دفعة بدهند ولازم نيست بقدر مؤنه يك سال اقتصار نمايند وهم چنين كاسبي كه كسب أو بمؤنه