السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

16

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

از خوب بدهد بهتر است ولكن جايز نيست كه طلاى پست را قيمت كنند وقيمت آنرا از طلاى خوب كمتر دهند مثلا نيم دينار خوب كه بقيمت يكدينار بد باشد كافى نيست مگر در صورتيكه بافقير مصالحه كند بقيمتى در ذمه فقير وبدهد وزكاة واجب بر خود را عوض اين قيمة محسوب بر فقير بدارد كه مانعى ندارد چنانچه مانعى ندارد كه بجاى نيم دينار خوب كه بايد بدهد يك دينار پست بدهد ( مسئلة 3 ) اگر دينار ودرهم مغشوش داشته باشد وخالص آن بقدر نصاب باشد زكاة آنرا بايد بدهد واگر شك كند كه آيا خالص آن بقدر نصاب است يا نه وچون تصفيه آن باعث ضرر است نتواند بفهمند زكاة آن واجب نيست واگر باعث ضرر نباشد آيا تصفيه آن واجب است يا نه اشكال است هر چند أحوط است ولى عدم وجوب آن خالي از قوت نيست ( مسئلة 4 ) زكاة نقدين خالص را نميتوان از مغشوش داد هر چند قيمت مغشوشيكه ميدهد معادل زكاة واجب بر أو باشد مگر آنكه زيادتر بدهد كه خالص آن بقدر واجب باشد ياآنكه آنرا بعنوان قيمة زكاة بدهد اگر بيرزد ( مسألة 5 ) اگر درهم يا دينار مغشوش كه خالص آن بقدر نصاب باشد داشته باشد جايز نيست زكاة آنرا از مغشوش بدهد مكر بد وطريقيكه در مسألة سابقه ذكر شد ( مسئلة 6 ) اگر دراهم ودنانير دارد بحد نصاب وشك داشته باشد كه خالص است يا مغشوش أقوى عدم وجوب زكاة آن است هر چند أحوط است ( مسئلة 7 ) اگر بقدر نصاب دراهمى دارد كه خليط بطلا باشد يا آنكه دنانيرى بقدر نصاب دارد كه خليط بنقره باشد زكاة آنها واجب نيست مگر در صورتيكه بداند در فرض أول نقره آن بحد نصاب است ودر فرض ثاني بداند كه طلاى آن بحد نصاب است يا در هر كدام ازآنها بداند كه خليط آنها نيز بحد نصاب است كه بايد زكاة آنچه از طلا يا نقره كه بحد نصاب رسيده بدهد واگر نداند بايد تصفيه كند تا بفهمد وهر گاه از هر دو قسم پول دارد واجمالا بداند كه يا دينار آن زيادتر است يا دراهم آن ونتواند بفهمد كدام زياتر است بايد از هر دو بمقدار أكثر زكاة دهد مثلا كسيكه هزار مسكوك دارد ومردد باشد ميان آنكه چهار صد آن دينار وششصد آن درهم است وبين آنكه ششصد آن دينار وچهار صد آن درهم ونتواند بفهمد بايد زكاة ششصد دينار وششصد درهم بدهد واگر بمقدار زكاة ششصد دينار وچهار صدر درهم بدهد بعنوان قيمت زكاة آنچه در واقع بر أو هست كافى است ( مسئلة 8 ) هر گاه سيصد درهم مغشوشه داشته باشد وبداند كه خليط آن