السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
119
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
واقعي شرط نيست متعاقدين در وقت عقد آنها را تميز دهند پس اگر در واقع مقصود آنها معين باشد وممكن باشد كه بعد از عقد مشخص شود صحيح است مثل آنكه بگويد زوجتك بنتي الكبرى ودر وقت عقد تاريخ ولادت دختران خود را نداند ومىتواند برجوع بدفتر بفهمد بخلاف آنكه ممكنش نباشد فهميدن آن كه ظاهر بطلان آن است ( مسألة 18 ) اگر اسم با وصف مختلف شود يا آنكه يكى از آنها با اشاره مختلف شود مناط بران كسى است كه واقعا مقصودشان بوده وكسيكه از روى غلط باسم يا وصف يا اشاره معين كرده اند لغو است مثلا اگر بگويد زوجتك بنتي الكبرى فاطمه ومعلوم شود اسم دختر بزرگ خديجة بوده صحيح است وعقد بر خديجة واقع شده كه بزرك تر است واگر بگويد زوجتك فاطمه وهي الكبرى ومعلوم شود كوچك تر است عقد بر فاطمه واقع شده زيرا كه أو مقصود بوده وتوصيف أو بانكه بزرك تر است اشتباه بوده وهم چنين اگر اشاره بيكي از دختران خود كند وبگويد زوجتك هذه وهي فاطمه يا وهي الكبرى ومعلوم شود اسمش خديجة بوده يا آنكه كوچك تر بوده عقد بر دختريكه اشاره باو كرده صحيح است وذكر اسم يا وصف أو كه اشتباهى بوده لغو است ( مسألة 19 ) اگر زن با شوهر نزاع كنند يكى بگويد عقد بر معين شده پس صحيح است وديگرى بگويد بر معين نشده پس باطل است قول مدعي صحت مقدم است نظير ساير شروط در ساير عقود واگر زوج بأولى زوجه اتفاق داشته باشند كه زوجه را در عقد معين كرده اند ويكى بگويد فاطمه بود وديگرى بگويد خديجة بود وهيچ كدام شاهد نداشته باشند هر دو قسم ياد كنند نظير ساير عقود بلى يك صورت است كه علماء در آن خلاف كرده اند وان صورتي است كه كسى چند دختر داشته باشد ويكي از آنها را قصد تزويج كرده ولكن اسم يا وصف أو را در عقد ذكر نكرده واو با شوهر در تعيين مقصود نزاع كنند كه مشهور گفته اند مرجع تحالف است وجماعتى گفته اند اگر شوهر تمام دختران أو را ديده بوده قول پدر مقدم است والا نكاح باطل است وقول مشهور خالى از قوت نيست هر چند أحوط مراعاة احتياط است ( مسألة 20 ) نكاح طفل كه در شكم است صحيح نيست هر چند پسر بودن يا دختر بودن آن معلوم باشد چنانكه خريد وفروش حمل باطل است اگر چه قائل باشيم بصحت وصيت عهديه يا تمليكيه براي حمل ( مسألة 21 ) لازم نيست كه زن وشوهر أوصاف يكديگر را در وقت عقد بدانند اگر چه دانستن آنها موجب