السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

10

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

وهر چه زيادة ازآن گوسفند داشته باشد زكاة هر صد گوسفند يك گوسفند است وميان دو نصاب آنچه از نصاب سابق زياد باشد عفو است كه زكاة ندارد ( مسئلة 2 ) گاو وگاو ميش يك جنس محسوب است چنانكه در شتر فرق نيست ما بين عراب ونجاتي ودر گوسفند فرق نيست بين بز وگوسفند وميش ودر تمام آنها فرق نيست ميان نر ومادة ( مسئلة 3 ) مال مشترك اگر سهم هر يك بقدر نصاب باشد هر كدام از آنها بايد زكاة نصيب خود را بدهد وهر گاه سهم بعض آنها بقدر نصاب باشد بخلاف ديگرى بر صاحب نصاب تنها واجب است واگر سهم هيچ كدام بقدر نصاب نباشد ولكن مجموع باشد زكاة ندارد ( مسئلة 4 ) هر گاه كسى جنس زكوي داشته باشد ولكن متفرق واز يكديگر دور افتاده باشند ملاحظة مجموع آنها بنمايد اگر بقدر نصاب باشد زكاة آن واجب است ( مسئلة 5 ) گوسفندى كه براي زكاة گوسفند يا شتر مىدهند اقلا بايد داخل سال دويم شده باشد واگر بز مىدهند اقلا بايد داخل سال سيم شده باشد ومعين نيست كه زكاة را از نصاب بردارد بدهد بلكه ميتواند گوسفند ديگرى بدهد هر چند از گوسفندان بلد أو نباشد وهر چند قيمت أو از تمام گوسفندان نصاب كمتر باشد وهم چنين است حال زكاة شتر وگاو ومدار در همه فرد وسط مسمى است نه فردا أعلى ونه فرد أدنى هر چند دادن أعلى براي زكاة بهتر وخير ان زيادتر است ومالك مختار است كه هر كدام بخواهد بدهد بخلاف كسيكه رفته براي جمع زكاة وفقير كه آنها را نميرسد بدلخواه خود از آن جدا كنند بلكه مالك اگر بخواهد بدل كند زكاة را بجنس ديگر بقيمت بازار ميتواند چه آن جنس طلا ونقره باشد يا غير آنها هر چند دادن از عين نصاب أفضل است ( مسئلة 6 ) در قيمت مدار بر قيمت روزى است كه مىدهد چه عين زكوي موجود باشد يا تلف شده باشد نه بر قيمت روز تعلق وجوب وهم چنين مدار بر قيمت بلدي است كه زكاة را ميدهد در صورتيكه عين زكوي تلف شده باشد بخلاف آنكه موجود باشد كه ظاهر آن است كه مدار بر قيمت جائي است كه عين زكوي در آنجا است ( مسئلة 7 ) هر گاه تمام نصاب گوسفند نر باشند جايز است زكاة آنرا مادة بدهد وبعكس آن چنانچه اگر تمام نصاب بز باشند جايز است زكاة آنرا از جنس ميش بدهد وبعكس آن هر چند در قيمت مختلف باشند وهم چنين اگر بعض آنها نر بعضي مادة يا بعضي ميش وبعضى بز باشد زكاة آنرا مالك از هر صنفى ميخواهد ميدهد چنانكه در زكاة گاو مالك را ميرسد كه گاوميش