السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

478

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

انكه سفر كند براي كار حرامى مثل انكه سفر كند براي كشتن نفس محترمه يا براي دزدى يا زنا يا براي أعانت ظالم يا براي گرفتن مال مردم بظلم وأمثال انها بخلاف سفريكه براي معصيت نباشد لكن در أثناء ان من باب الاتفاق حرامى بجا أورد مثل غيبت وشرب خمر وزنا وأمثال ان كه بقصد انها سفر نكرده باشد موجب اتمام نمىشود بلكه واجب است بر أو قصر وافطار ( مسألة 27 ) هر گاه سفر مستلزم ترك واجبي باشد مثل انكه مديون سفر كند با مطالبه طلبكار ودر حضر ممكن الأداء باشد نه در سفر ونحو ان ايا موجب تمام است يا نه أقوى آنست كه هر گاه بقصد ترك واجب سفر نمايد موجب تمام است والا فلا ولكن أحوط در دويم جمع است ( مسألة 28 ) هر گاه سفر مباح باشد ولكن حيوان غصبى سوار شود يا بر زمين غصبى راه رود أقوى وجوب قصر وأحوط جمع است ( مسألة 29 ) تابع جائر هر گاه مجبور يا مكروه بتبعيت باشد يا انكه بسفر خود قصد كند دفع ظلم از مظلومى وأمثال ان را از اغراض صحيحه مباحه يا راجحه بايد قصر كند بخلاف صورتيكه مختار باشد وتبعيت أو أعانت جائر در جور باشد كه بايد تمام كند هر چند سفر جائر بقصد معصيت نباشد كه در اين صورت تابع بايد تمام ومتبوع قصر كند ( مسألة 30 ) تابع جائر كه أو امر متبوع را امتثال مىكند اگر مأمور بسفر شود بقصد امتثال امر أو هر گاه سفر أو أعانت انظالم در ظلم محسوب شود حرام وموجب تمام است هر چند ان سفر با قطع نظر از أعانت بر ظلم مباح باشد وأحوط جمع است بخلاف صورتيكه أعانت بر ظلم محسوب نشود كه بايد قصر كند ( مسألة 31 ) سفر صيد هر گاه براي تحصيل قوت خود يا قوت عيال باشد موجب قصر است وهم چنين در صورتيكه براي كسب باشد هر چند أحوط در ان جمع است بخلاف سفر صيديكه براي لهو باشد چنانچه قصد أبناء دنياست كه بايد تمام كند وفرقى نيست ميان صيد بيابانى يا دريائى چنانچه فرقى نيست با فرض انكه بقدر مسافت باشد ميان انكه صيد أطراف بلد باشد يا دور از بلد ونه ميان انكه سفر أو سه روز طول بكشد يا نه بنابر أصح ( مسألة 32 ) در حال بر گشتن از سفر حرام اگر توبه كرده بايد قصر كند والا دور نيست وجوب اتمام زيرا كه برگشتن از ان نيز جزء سفر معصيت محسوب است لكن أحوط در اين صورت جمع است ( مسألة 33 ) مباح بودن سفر چنانچه شرط است در ابتداء ان در استدامه ان نيز شرط است پس كسيكه ابتداء سفر أو مباح باشد ودر أثناء راه قصد معصيت كند وجوب قصر ساقط واتمام بر أو واجب مىشود هر چند قطع