السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
466
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
است كه چيزى نداشته باشد كه صدقه دهد وبهتر در صورت امكان جمع بين هر دو است وظاهر اين روايت كفايت نماز يك نفر است پس سزاوار است كه قصد خصوصيت در چهل نفر نكند بلكه بقصد رجاء يا بقصد اهداء ثواب بجا اورند ( مسألة 1 ) باكى نيست اين نماز را استيجار نمايد وأجرت دهد هر چند بهتر ان است كه دهنده بقصد صدقه يا تبرع دهد وگيرنده نماز را بقصد تبرع يا بقصد احسان بميت بجا أورد ( مسألة 2 ) باكى نيست يك نفر زيادة از يك نماز بقصد اهداء ثواب بجا أورد در صورتيكه بعنوان تبرع بجا أورد يا انكه مستأجر أو را اذن دهد وهر گاه كسى پولى باو دهد براي چهل نفر بايد چهل نفر را استيجار كند مگر انكه مستأجر باو اذن دهد وبا دادن اجرت بقصد انكه نماز بخواند محتاج باجراء صيغه اجاره نيست ( مسألة 3 ) اگر نماز بخواند واية الكرسي را در ركعت أول يا سوره قدر را در ركعت دويم فراموش كند يا انكه نسيانا از ده مرتبه كمتر بخواند نماز أو صحيح است ولكن اين نماز مجزى نيست وهر گاه أجير بوده بايد اعاده كند ( مسألة 4 ) هر گاه اجرت گرفت كه نماز بخواند وفراموش كرد كه ان را در ان شب بجا أورد بايد اجرت را بدهنده پس دهد يا انكه از أو اذن گيرد وبقصد اهداء ثواب بعد از ان نماز را بجا أورد واگر نتواند دهنده را پيدا كند پس هر گاه يقين برضاي أو داشته باشد بانكه دو ركعت نماز هديه يا عمل ديگر بإزاء ان براي ميت كند بعمل أورد والا اجرت را صدقه بدهد از جانب صاحب مال ( مسألة 5 ) هر گاه ميت را دفن نكنند مگر بعد از مدتي مثل انكه أو را نقل بمشاهد مشرفه كنند ظاهر ان است كه اين نماز را تأخير بيندازند تا شب دفن هر چند بهتر ان است كه شب أول وفات نيز بعمل اورند ( مسألة 6 ) كفعمى ره بعد از انكه كيفيت اين نماز را ذكر كرده گفته كه در روايت ديگر وارد شده كه در ركعت أول بعد از حمد دو مرتبه سوره توحيد ودر ركعت دويم بعد از حمد ده مرتبه سوره الهيكم التكاثر بخواند وبعد از نماز دعاء مزبور را بخواند وبنابر اين هر گاه جمع كند بين دو نماز كه بهر دو كيفيت عمل شود بهتر است ( مسألة 7 ) ظاهر ان است كه اين نماز را در هر وقت شب بخواند ضرر ندارد لكن بهتر ان است كه بعد از نماز عشا بجا أورد وأقوى جواز اتيان بان است بين مغرب وعشا بلكه قبل از هر دو نماز نيز زيرا كه أقوى جواز نافله در وقت فريضة است وأين در صورتي است كه اين نماز بنذر يا اجاره يا نحو انها بر أو واجب نشده باشد والا اشكالى ندارد ( فصل سيم )