السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

459

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

بطلان است بلكه بسبب علم اجمالي بانكه يا نماز أو يك ركعت ناقص شده يا ركنى از أو فوت شده كه موجب بطلان نماز است پس بناء بر چهار با اين حال ممكن نيست ( چهل وچهارم ) اگر بعد از قيام متذكر شود كه از ان ركعت يك سجده ترك كرده پس هر گاه جلوس بين السجدتين را بجا أورده بايد برگردد وسجده را بجا أورد ولازم نيست بعد از تذكر أول بنشيند وبعد از ان سجده كند بخلاف صورتيكه أصلا ننشسته باشد كه واجب است أول بنشيند بعد از ان سجده كند بلى در صورتيكه بقصد جلسه استراحة كه بعد از سجدتين است نشسته ايا بهمان مىتواند اكتفا نمايد از جلوس بين السجدتين يا نه دو وجه است اظهر كفايت ان است ونيت خلاف مضر نيست ولكن أحوط ان است كه دوباره بنشيند وبعد سجده كند ( چهل وپنجم ) اگر بعد از قيام يا دخول در تشهد يقين كند كه يك سجده را فراموش كرده وشك كند سجده ديگر را بجا أورده يا نه ايا بر أو واجب باشد كه دو سجده بجا أورد بسبب انكه بعد از برگشتن براي تدارك سجده معلوم الفوت محل سجده مشكوك نيز برمىگردد يا انكه بگوئيم نسبت بسجده مشكوك حكم شك بعد از محل كه اعتبار ندارد باقي است كه زيادة از يك سجده بر أو نباشد دو وجه است أوجه وجه أول است كه بايد دو سجده بجا أورد ولكن أحوط اعاده نماز است نيز ( چهل وششم ) كسيكه مثلا شك كند ميان سه وچهار وبعد از سلام وپيش از شروع بنماز احتياط يقين كند كه چهار بوده بعد از ان دوباره شك كند ميان سه وچهار ايا واجب است بر أو نماز احتياط بسبب انكه همان شك بعد از زوال برگشته يا واجب نيست بسبب انكه بيقين حكم شك ساقط شد وشك حادث چون بعد از فراغ است محل اعتنا نيست دو وجه است وأحوط أول است ( چهل وهفتم ) بعد از دخول در سجده ركعت دويم هر گاه شك كند در ركوع اين ركعت ودر سجدتين ركعت أولى ايا بسبب قاعده تجاوز بايد بنا گذارد كه هر دو را بجا أورده يا انكه نماز أو محكوم ببطلان است بسبب انكه برگشت شك أو در انها بشك ميان يك ودو مىشود دو وجه است ووجه أول أوجه است وبنابر ان اگر كسيكه شك كرده ما بين دو وسه بعد از اكمال سجدتين شك كند در ركوع ان ركعت ودر سجدتين ركعت سابقه نماز أو محكوم ببطلان نيست بلى بر فرض شك مزبور هر گاه يقين كند كه ركوع ان ركعت وسجدتين ركعت سابقه را ترك كرده شك أو برمىگردد بشك ميان يك ودو وباطل است زيرا كه بسبب ترك سجدتين وركوع دو