السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
40
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
منجس است لكن جميع احكام نجس بر آن جارى نمىشود مثلا هر گاه ظرف نجس شد بولوغ واجب است لكن اگر ظرف ديگر بملاقات آن نجس شد يا آب ولوغ در ظرف ديگر ريخت واجب نيست در تطهير ظرف دومى خاك مالي كردن واگر چه أحوط است خصوص در فرض دوم وهم چنين اگر جامه به بول نجس شده واجب است در شستن آن تعدد لكن اگر جامه ديگري بملاقات آن نجس شود تعدد واجب ندارد وهم چنين است اگر نجس شود بغساله بول بنابر نجاست غساله ( مسألة 12 ) گذشت كه شرط است در نجس شدن چيز بملاقات تأثر آن پس بنابر اين اگر فرض شده كه جسمي باشد كه باب ورطوبت متأثر نشود أصلا مثل آنكه أو را بجوري روغن ماليده اند كه اگر در آب فرو ببرى أصلا تر نمىشود ممكن است كه گفته شود چنين جسمي بملاقات نجاست نجس نمىشود واگر چه با رطوبت مسرية هم باشد بسبب عدم تأثير ومحتمل است كه پاى زنبور ومگس وپشه از اين قبيل باشد ( مسألة 13 ) ملاقاة با نجاست در باطن موجب نجاست ملاقى نمىشود پس آب دماغ كه بيرون مىآيد از دماغ پاك است واگر چه در باطن دماغ با خون ملاقاة كرده باشد بلى اگر از خارج چيزي داخل در باطن كند وملاقاة با خون نمايد أحوط است اجتناب است ( فصل چهارم ) در احكام نجاسات ومتنجسات است بدان كه شرط است در صحت نماز چه واجبي باشد يا مستحبى ازاله نجاست از بدن حتى از ناخن ومو واز لباس چه ساتر باشد يا غير ساتر وهم چنين شرط است در توابع نماز مانند نماز احتياط وقضاء تشهد وسجده كه فراموش شده باشند وهم چنين در سجده سهو بنابر أحوط وشرط نيست از براي مقدمات نماز مثل اذان واقامه ودعاهاى قبل از تكبيرة الاحرام ونه از براي موخرات آن مثل تعقيب وملحق به لباس است بنابر أحوط لحاف مريضى كه خود را بان پوشانيده وخوابيده وبايماء نماز مىخواند خواه عورت خود را هم ستر كرده يا نكرده باشد واگر چه در صورتي كه به چيز ديگر خود را ستر كرده باشد ولحاف را از جهت گرمى ونحو آن روى خود انداخته باشد أقوى عدم اشتراط است وشرط است در صحت نماز نيز ازاله كردن نجاست از موضع سجود نه ساير مواضع پس باكى نيست در نجاست فرشى كه بر روى آن نماز مىكند مگر آنكه نجاست آن مسريه باشد به لباس يا بدن مصلى ( مسألة 1 ) اگر شخص پيشانى خود را گذاشت در وقت سجده بر محلى كه بعض آن پاك وبعض آن نجس است صحيح است هر گاه پاكى به مقدار واجب از آن بوده باشد واگر چه أحوط آنست كه موضعي كه پيشانى