السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

376

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

از پاك شدن وغسل كردن انكه قضاء كند ( مسألة 21 ) اگر أسباب آيات متعدد باشد دفعة يا تدريجا بايد بعدد أسباب نماز بخواند ( مسألة 22 ) در صورتيكه دو سبب از يك صنف آيات واقع شود كه دو نماز آيات بايد بخواند تعيين يكى از انها در نماز لازم نيست بخلاف صورتيكه زيادة از يك صنف بر أو باشد مثل خسوف وكسوف وزلزله كه أحوط در نيت نماز تعيين سبب است ولو بنحو اجمال بلى در صورتيكه از غير أصناف ثلثه مذكوره متعدد واقع شود از مخوفات تعيين در نيت لازم نيست اگر چه أحوط است ( مسألة 23 ) گذشت كه در صورتيكه جاهل باشد ومطلع نشود بر كسوفين تا تمام انجلاء نماز ان كه بسبب جهل بآيات فوت شده قضا ندارد مگر در صورتيكه تمام قرص گرفته باشد پس اگر تمام قرص نگرفته ولكن بسبب احتراق بعض ان نور بقيه ان تمام شده واجب نيست قضاء ان با جهل اگر چه أحوط است بخصوص در صورتيكه عرفا صادق باشد كه تمام ان گرفته ( مسألة 24 ) اگر جماعتى خبر دادند أو را بحدوث كسوف مثلا واز اخبار انها يقين بحدوث نكند وبعد از گذشتن وقت صدق مخبرين ظاهر شد ظاهر ان است كه ملحق بجهل باشد كه قضاء ان واجب نباشد مگر با احتراق تمام قرص وهم چنين است اگر دو نفر شهادت بان دادند ولكن عدالت انها معلوم نبود وبعد از گذشتن وقت عدالت انها ظاهر شد ولكن أحوط در هر دو صورت قضاء كردن نماز است ( باب دهم در احكام نماز قضاء است ودر ان سه فصل است ) ( فصل أول ) بدان كه واجب است قضاء كردن نماز يوميه كه از أو فوت شده عمدا يا سهوا يا جهلا يا بسبب انكه در تمام وقت نماز خواب بوده يا بسبب مرض ونحو ان از أو فوت شده يا بسبب انكه نمازى كه خوانده باطل بوده بانكه شرط يا جزئي از ان را فاقد بوده كه ترك ان موجب بطلان ان بوده بانكه عمدا ترك كرده باشد يا انكه ركنى را ترك كرده باشد ولو سهوا واما نمازيكه از صبي فوت شده قضاء ان واجب نيست مگر انكه در أثناء وقت بالغ شده باشد وهم چنين واجب نيست قضاء نماز كسيكه در تمام وقت مجنون باشد چه جنون أو هميشگى يا ادوارى باشد ونه بر كسيكه در تمام وقت بيهوش باشد ونه بر كافر اصلى كه بعد از وقت اسلام بياورد نسبت بنمازهائيكه در حال كفر از أو فوت شده ونه بر كسيكه در تمام وقت حايض يا نفساء بوده ( مسألة 1 ) اگر صبي بالغ شود ومجنون عاقل شود يا بيهوش بهوش أيد پيش از خارج شدن وقت واجب است بر انها كه نماز را أداء