السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
34
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
انگور واما خرما وزبيب وآب آن دو تا هر گاه بجوشد علاوة بر عدم نجاست أقوى عدم حرمت است واگر چه أحوط اجتناب از آن دو است از حيث خوردن بلكه اجتناب از حيث نجاست نيز أحوط است ( مسألة 2 ) هر گاه آب انگور بعد از جوش آمدن وپيش از رفتن دو ثلث آن شيره شود أحوط حرمت آن است واگر چه از براي حليت آن نيز وجهي است وبنابر اين پس هر گاه مستلزم باشد ذهاب دو ثلث آن سوختن آن را پس بهتر آنست كه مقدارى آب بر آن بريزند وبجوشانند پس وقتي كه دو ثلث أو رفت حلال مىشود بي اشكال ( مسألة 3 ) جايز است خوردن زبيب وكشمش وخرما كه در آب گوشت وطبيخ باشد واگر چه جوش آمده باشند پس پاك وحلال است خوردن انها به هر نحو وكيفيت كه باشد على الأقوى " دهم " فقاع است وان شرابى است كه از جو به عمل مىاورند بوجه مخصوصى ومىگويند سكر خفى دارد واگر چه از غير جو باشد حرمت ونجاست آن معلوم نيست مگر آنكه مسكر باشد ( مسألة ) ماء الشعير كه اطبا در معالجات خود استعمال مىكنند فقاع نيست پس پاك وحلال است " يازدهم " عرق جنب از حرام است چه در حين جنب شدن بيايد چه بعد از آن از گرمى هوا باشد يا از حركت خواه در مرد باشد خواه در زن از زنا باشد يا لواط يا وطى بهيمه يا استمناء يا غير اينها از آنچه حرمت انها ذاتي باشد بلكه أقوى چنين است در وطى حايض وجماع در روز روزه واجب معين ووطى در ظهار پيش از كفاره دادن ( مسألة 1 ) كسى كه جنب از حرام هر گاه غسل كند وپيش از تمام شدن غسل عرق كند آن عرق نجس است وبنابر اين پس بايد غسل كند باب سرد واگر متمكن از آن نيست پس فرو رود در آب گرم ونيت غسل كند وقت بيرون آمدن يا در زير آب به قصد غسل خود را حركت دهد ( مسألة 2 ) اگر بعد از جنابت از حرام هنوز غسل نكرده جنب به حلال شد يا بعد از جنابت از حلال جنب به حرام شد در هر دو صورت عرق أو نجس است خصوص در صورت أول ( مسألة 3 ) مجنب از حرام هر گاه تيمم كرد به جهت عدم تمكن از غسل ظاهر آنست كه عرق أو نجس نباشد واگر چه أحوط اجتناب از آن است مادامى كه غسل نكرده وهر گاه متمكن از آب شد وغسل نكرد عرقى كه مىكند نجس است بسبب بطلان تيمم أو به جهت وجدان ماء ( مسألة 4 ) اگر طفل نا بالغ جنب شد بطريق حرام در نجاست عرق أو اشكال است وأحوط آنست كه أو را بدارند كه غسل كند زيرا كه صحيح است غسل از أو پيش از بلوغ بنابر أقوى