السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
336
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
بعدازان واما اگر نسيان بعد از وصول بحد ركوع عارض شده ومتذكر شود پيش از خارج شدن از حد ركوع پس همان را ركوع قرار دهد ودر حال طمانينه ذكر را بگويد واگر متذكر شود بعد از خروج از حد ركوع أحوط ان است نماز را بيكي از دو وجه تمام كند كه بر گردد بقيام ودوباره ركوع كند يا بر گردد بقيام وانرا قيام بعد از ركوع حساب كند ونماز را تمام كند وبعد از ان نماز را اعاده كند ( مسألة 10 ) بعض علماء گفته اند كه در ركوع زن كفايت مىكند خم شدن بمقدارى كه دست أو بالاى زانوها به ران برسد بلكه بعضي مستحب مىدانند ولكن أحوط آنست كه مثل مرد انقدر خم شود كه دست أو بزانو برسد بلي بهتر آنست كه زيادة بر اين خم نشود تا عجيزه أو بلند نشود ( مسألة 11 ) در ذكر ركوع كفايت مىكند تسبيحه كبرى يك مرتبه چنانچه گذشت يا سه مرتبه سبحان الله بلكه أحوط وأفضل در تسبيحه كبرى نيز خواندن سه مرتبه است چنانچه أحوط در ذكر غير تسبيحه كبرى وصغرى نيز سه مرتبه است اگر چه هر يك از ان بقدر سه سبحان الله باشد وزيادة از سه مرتبه نيز جايز است ولو بعصد خصوصيت وجزئيت وأولى آنست كه بر طاق ختم كند مثل سه يا پنج يا هفت يا نه مرتبه ونحو ان واز حضرت صادق عليه السلم در ركوع وسجود شصت تسبيج شنيده مىشد ( مسألة 12 ) اگر ذكر ركوع را زيادة از يك مرتبه بگويد واجب نيست كه ذكر واجب را معين كند بلكه أحوط عدم تعيين است در صورتيكه بخواهد غير ذكر أول را واجب قرار دهد زيرا كه احتمال مىرود واجب خصوص أول باشد چه قصد وجوب ان را بكند يا نكند ومحتمل است كه واجب مجموع انها باشد كه از باب تخيير بين أقل وأكثر باشد ( مسألة 13 ) جايز است در حال ضرورت وضيق وقت اكتفاء كند بيك مرتبه سبحان الله ( مسألة 14 ) پيش از رسيدن بحد ركوع جايز نيست شروع كند بذكر ان وهم چنين بعد از رسيدن بركوع وپيش از استقرار وطمانيه ذكر نگويد چنانكه جايز نيست پيش از تمام شدن ذكر شروع كند در بلند شدن كه نتمه آن را در حال حركت بگويد وهر گاه چنين كند ولو يك حرف ان در بين سرازير شدن ياسر بلند كردن سهوا ذكر بگويد وپيش از خارج شدن از حد ركوع متذكر شود بايد ذكر را اعاده كند واگر عمدا بوده نماز باطل مىشود اگر چه دوباره ذكر را در حال استقرار بگويد مگر در صورتيكه آنچه از ذكر در حال عدم استقرار گفته بقصد جزئيت نگفته بلكه قصد مطلق ذكر كرده باشد ( مسألة 15 )