السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

325

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

شود اعاده قرائت بر أو نيست بكله هم چنين است هر گاه در أثناء قرائت متذكر شود اگر چه يك ايه خوانده باشد كه اعاده ان لازم نيست اگر چه أحوط اعاده است خصوصا با تذكر در أثناء قرائت ( مسألة 24 ) در معذوريت جاهل بحكم در جهر واخفات فرقي نيست مهان انكه جاهل بوجوب انها باشد يا جاهل بمحل انها بانكه اجمالا بداند كه در بعض نمازها جهر واجب است ودر بعض انها اخفات لكن مشتبه شود بر أو كه صبح جهرى است وظهر اخفاتى وخيال كند بعكس است يا انكه جاهل باشد بمعنى جهر واخفات كه أقوى معذوريت أو است در هر دو صورت چنانچه أقوى معذوريت كسى است كه جاهل باشد بانكه بر مأموم واجب است اخفات قرائت در جائيكه قرائت بر أو واجب باشد ولو در نماز جهرى وجهر بخواند لكن أحوط در اين صورت ودو صورت أولى اعاده ان است ( مسألة 25 ) در نماز جهرى بر زنان جهر واجب نيست بلكه مخير مىباشند در ان بين جهر واخفات در صورتيكه أجنبي صداى انها را نشنود وبا وجود أجنبي أحوط ان است كه باخفات بخواند ودر نماز اخفاتى فرقي بين زن ومرد نيست چنانچه با اخلال بان بجهل يا نسيان مثل مردان معذور مىباشند ( مسألة 26 ) مناط در جهر واخفات ظهور جوهر صوت وخفاء ان است پس اخفات محقق مىشود در صورتيكه جوهر صدا ظاهر نباشد اگر چه ديگرى صداى أو را بشنود ( مسألة 27 ) مناط در صدق قرائت قرآن يا ذكر يا دعا آنست كه قارى صداى خود را بشنود تحقيقا يا تقديرا در صورتيكه كر باشد يا مانع ديگر از شنيدن موجود باشد كه بر فرض عدم وجود مانع صداى خود را بشنود وكفايت نمىكند شنيدن كسيكه از گوش أو باو نزديكتر باشد ( مسألة 28 ) جايز نيست افراط كند در بلند خواندن كه از متعارف خارج شود ودر قرائت فرياد كند كه ظاهر بطلان نماز است بان ( مسألة 29 ) كسيكه حمد وسوره ر ا از حفظ نداشته باشد جايز است از روى قرآن بخواند بلكه براي كسيكه حافظ ان باشد نيز جايز است بنابر أقوى چنانكه جايز است براي أو متابعت كسيكه أو را ايه ايه تلقين نمايد لكن أحوط اعتبار عجز از حفظ واقتداء است ( مسألة 30 ) اگر زبان كسى افت داسته باشد كه نتواند تلفظ كند بقرائت بايد قرائت كند در دل خود ولو در خيال وأحوط ان است كه زبان خود را بانچه در دل أو است حركت دهد ( مسألة 31 ) گنگ در قرائت بايد زبان خود را حركت دهد وبدست خود اشاره كند بألفاظ ان بقدر قرائت ( مسألة 32 )