السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

314

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

ياد بگيرد وجايز نيست پيش از تعلم أن داخل نماز شود مگر انكه وقت مضيق شود ودر ان حال همان طوريكه مىداند ملحون بگويد واگر قدرت بر غلط گفتن هم ندارد ترجمه آن را بغير عربي بگويد ولازم نيست در ترجمه ان كه بلغت خودش بگويد پس مثلا تركي جايز است بفارسى ترجمه آن را بگويد اگر چه أحوط ان است كه بلغت خودش ترجمه كند وعوض ترجمه ان كفايت نمىكند ذكر يا دعاء ديگرى بگويد اگر چه بعربي باشد وهر گاه ممكن باشد گفتن ان بتلقين ديگرى يك حرف يك حرف مقدم بر ملحون وترجمه است ( مسألة 7 ) كسيكه گنگ باشد تكبير را بقدر امكان بگويد وهر گاه از أصل قدرت بر گفتن نداشته باشد خطور دهد آن را بقلب خود واشاره كند بتكبير وزيان خود را اگر بتواند حركت دهد ( مسألة 8 ) حكم تكبيرات مستحبه در آنچه ذكر شد حكم تكبيرة الاحرام است حتى در اشاره اخرش ( مسألة 9 ) اگر در وسعت وقت ترك تعلم نمود تا تنگ شد گنه كار است ولكن نماز أو صحيح است ولكن أحوط قضاء ان است بعد از تعلم ( مسألة 10 ) مستحب است علاوة از تكبيرة الاحرام شش تكبير ديگر نيز بگويد كه مجموع هفت تكبير شود واسم انها تكبيرات افتتاحيه است وجايز است اقتصار بر پنج يا سه تكبير ودور نيست مخير باشد در تعيين تكبيرة الاحرام ما بين انها هر كدام را بخواهد معين نمايد بلكه دور نيست جواز نيت احرام بجمع انها لكن أحوط تعيين تكبير أخير است به نيت احرام وكفايت نمىكند قصد افتتاح بيكي از انها بدون تعيين وظاهر ان است كه استحباب تكبيرات مختص نباشد بفرائض يوميه بلكه مستحب است در جميع نمازهاى واجبه ومندوبه وبعضى از علماء فرموده اند مختص است بهفت جا أول هر نماز واجبي دويم ركعت أول از نماز شب سيم مفرده وتر چهارم ركعت أولى از نوافل ظهر پنجم ركعت أولى از نافله مغرب ششم در نماز وتيرة هفتم در نماز احرام وشايد قائل اراده كرده كه در اين مواضع تكبيرات سبعه مستحب مؤكد است ( مسألة 11 ) چون در مسألة تعيين تكبيرة الاحرام اگر هفت مرتبه يا پنج مرتبه يا سه مرتبه بگويد چهار احتمال بلكه چهار قول است تعيين أول وتعيين اخر وتخيير مصلى بين همه كه هر كدام را بخواهد اختيار كند وجميع پس كسيكه بخواهد احراز جميع احتمالات نمايد واحتياط كند من جميع الجهات أولى آن است كه همه را بگويد باين نيت كه هر گاه حكم الله تخيير است تكبيرة الاحرام چند مىباشد ودر دل خود اختيار يك كدام را نمايد والا