السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
301
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
ولكن ممنوع است . ( باب ششم در مقارنات نماز است ودر آن يك مقدمه وچند فصل است ) ( مقدمة ) بدان كه بعد از احراز مقدمات واجزاء شرايط صحت ورفع موانع نماز سزاوار است سعى نمودن در تحصيل شرايط قبول ورفع موانع آن زيرا كه صحت غير قبول است گاه مىشود عمل صحيح است وتارك نماز ومستحق عقاب الهي نيست لكن انعمل قبول بارگاه احديت نيست وشرايط قبول چند چيز است أول كه عمده انها است اقبال قلب كه بمنزله روح آن است پس اگر حضور قلب در تمام نماز داشته باشد تمام آن مقبول والا بمقدارى كه حضور قلب داشته همان مقبول است از نصف يا ثلث يا ربع نماز ومعنى اقبال آن است كه بداند چه ميگكويد ومتذكر عظمت ذات وذوالجلال كبريائي جلت عظمته باشد كه أو مثل ساير مخاطبين نيست وتكلم كند با حضرت أو سبحانه در حالتيكه هيبت أو در دلش راسخ باشد وبداند كه در أداء حق أو مقصر است وباين سبب حالت حيا پيدا كند وخائف باشد ونظر بوسعت رحمت الهى وسبقت آن بر غصب أو اميدوار باشد وبين الخوف والرجاء بعمل مشغول شود وبراى اقبال وحضور قلب درجات بسيار است واعلى درجه آن مرتبه ايست كه براي حضرت امام الموحدين أمير المؤمنين عليه الصلاة والسلم حاصل بوده بطورى كه تير را كه در پاى مباركش فرو رفته بود در حال نماز بيرون كشيدند وانحضرت احساس نفرمود پس مؤمن سزاوار است اقتداء بامام وپيشواى خود نمايد وبا خضوع وخشوع ووقار وسكينه نماز كند مثل كسيكه بخواهد با نماز وداع كند وتجديد توبه نمايد واستغفار وانابه نمايد ودر ( إياك نعبد وإياك نستعين ) وساير مقالات خود راستگو باشد وملتفت باشد كه باكى مناجاة مىكند واز كي سؤال مىكند وبراى كه سؤال مىكند دويم از موانع قبول عمل عجب است پس بايد از كيد شيطان در حذر باشد مبادا در نفس أو عجبي پيدا شود سيم از موانع قبول نماز ندادن زكاة وخمس وساير حقوق واجبه است چهارم وپنجم وششم حسدو تكبر وغيبت است هفتم خوردن مال حرام واشاميدن مسكرات است هشتم نشوز زن وگريختن غلام وكنيز است از اقاى خود بلكه مقتضاى قوله تعالى ( انما يتقبل الله من التقين ) آن است كه نماز وغير آن از ساير اعمال از عاصى وفاسق مقبول نيست وسزاوار است كه از چيزهائيكه باعث كم شدن اجر وثواب است نيز اجتناب كند مثل انكه در حال