السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

299

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

واقامه را بعربي صحيح أداء نمايند پس ترجمه آن يا با تبديل حرفى بحرف ديگر كافى نيست ششم دخول وقت نماز پس اگر قبل از وقت اذان واقامه بگويد اگر چه از روى غير عمد باشد اكتفاء بان نكند اگر چه در بين آن وقت داخل شده باشد بلي بعيد نيست جواز تقديم اذان اعلامي پيش از فجر اگر چه أحوط اعاده آن است بعد از طلوع فجر هفتم طهارت از حدث كه در اقامه معتبر است بنابر أحوط بلكه خالى از قوت نيست بخلاف اذان كه در صحت آن طهارت شرط نيست ( مسألة 1 ) اگر بعد از دخول در اقامه شك كند كه اذان را گفته يا نه اعتناء نكند وبنا را بر آن گذارد كه گفته است وهم چنين هر گاه شك كند در فصلي از انها بعد از دخول در فصل بعد واگر شك كند در فصل پيش قبل از دخول در فصل بعد بايد مشكوك را بياورد ( فصل سيم ) در مستحبات اذان واقامه وان چند چيز است أول رو بقبله بودن دويم قيام سيم طهارت از حدث در اذان واما اقامه پس گذشت كه طهارت در آن معتبر است بنابر أحوط بلكه خالي از قوت نيست بلكه أحوط اعتبار استقبال وقيام است نيز در اقامه اگر چه أقوى استحباب آن است چهارم تكلم نكردن در أثناء انها بلكه در اقامه بعد از گفتن قد قامت الصلاة تكلم كردن مكروه است بر اقامه گوينده وبر ديگران در نماز جماعت مگر بكلامي كه متعلق بنماز باشد مثل تقدم امام وتسويه صفوف وأمثال آن بلكه اعاده آن در اين صورت نيز مستحب است پنجم استقرار در اقامه ششم وقف نمودن بأواخر فصول اذان واقامه وتاني در اذان وپى در پى گفتن اقامه بطورى كه منافى وقف نشود هفتم الف وهاء لفظ جلاله كه در أواخر فصول آن است فصيح بگويد هشتم گذاردن انگشتان در گوشها در اذان نهم بلند گفتن وكشاندن صدا در اذان بلكه در اقامه نيز بلند گفتن مستحب است ولى صداى خود را در اقامه كمتر از اذان بلند كند دهم فاصله گذارد بين اذان واقامه بدو ركعت نماز يا ببرداشتن قدمي يا بنشستن يا بسجده يا ذكر يا دعا يا سكوت بلكه يا بتكلم در غير نماز صبح بلكه دور نيست كراهت تكلم ما بين انها در نماز صبح ( مسألة 1 ) اگر براي فاصله اختيار سجده كند مستحب است در سجده بگويد رب سجدت لك خاضعا خاشعا يا بگويد لا إله إلا أنت سجدت لك خاضعا خاشعا وهر گاه اختيار نشستن كند سنت است بگويد اللهم اجعل قلبي بارا ورزقي دارا وعملي سارا واجعل لي عند قبر نبيك قرارا ومستقرا وهر گاه اختيار گام برداشتن نمايد بگويد