السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
270
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
نيست در وجوب ستر وشرطية آن ما بين أنواع نمازهاى واجبه ومستحبه وواجب است نيز در توابع نماز مثل قضاى اجزاء فراموش شده بلكه در سجده سهو على الأحوط بلي واجب نيست در نماز جنازة اگر چه أحوط است در آن نيز وهم چنين واجب نيست در سجده تلاوت وسجده شكر ( مسألة 10 ) شرط است ستر عورت در طواف نيز ( مسألة 11 ) هر گاه در بين نماز مكشوف شد تمام عورت يا بعض آن بسبب وزيدن باد يا غفلت باطل نيست نماز لكن اگر علم پيدا كرد بآن در بين نماز واجب است مبادرت كردن به پوشانيدن آن وصحيح است نيز واگر چه أحوط اعاده است بعد از اتمام خصوص در وقتيكه احتياط داشته باشد ستر آن بگذشتن زمان متعد به ( مسألة 12 ) هر گاه فراموش كرد ستر عورت را از ابتداء يا بعد از مكشوف شدن در أثناء أقوى صحت است اگر چه أحوط اعاده است وغفلت از ستر نيز مثل نسيان است وجاهل بحكم مسألة مثل عامد است بنابر أحوط ( مسألة 13 ) واجب است ستر از جميع جوانب بنحوى كه اگر ناظرى در آنجا باشد أو را نه بيند مگر جانبي كه محاذى با زمين وطرف زير است كه ستر آن واجب نيست بلي اگر مصلي بايستد بر كنار بأم يا چيز مرتفعى يا بر روى شبكه مثلا بحيثيتى كه اگر ناظرى در پائين باشد عورت أو را به بيند أقوى وأحوط در آنجا وجوب ستر است از جانب تحت نيز بخلاف انكه اگر بر كنار چاه بايستد كه واجب نيست ستر تحت وفرق كنار چاه باجاهاى ديگر آنست كه متعارف نيست وجود ناظرى در چاه پس صدق مىكند ستر عرفا واما هر گاه بر كنار بأم بايستد صدق نمىكند ستر هنگاميكه مرئي باشد عورت از تحت پس اگر ستر نكرد جانب تحت را باطل است نمازش واگر چه ناظرى هم نباشد حاصل آنست كه مدار بر صدق عرفى است ومقتضاى آن آن چيزيستكه ذكر كرديم ( مسألة 14 ) ايا واجب است بر مصلي كه ستر عورت خود را از خود هم بكند يعني چنان كند كه خودش هم عورت خود را نه بيند يا انكه مدار ستر از غير است در اينجا دو قول است أحوط قول أول است واگر چه ثاني خالى از قوت نيست پس هر گاه نماز كرد در جامه واسع الجيب مثل انكه پيراهن بلندى به پوشد بدون زير جامه مانند اعراب وگريبان آن هم فراخ باشد بحيثيتى كه هنگام ركوع به بيند عورت خود را باطل نيست نمازش بنابر آنچه ما ذكر كرديم وأحوط بطلان است لكن اين در صورتيستكه گشادى گريبان بنحوى نباشد كه غير أو هم به بيند والا بلا اشكال باطل است نمازش ( مسألة 15 ) ايا لازم