السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
254
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
بود جايز نيست عدول بعصر كند بلكه قطع كند وشروع در عصر كند واما هر گاه بخيال انكه نماز ظهر را بجا أورده داخل عصر شود ودر أثناء ملتفت شد كه ظهر را بجا نياورده عدول بظهر كند ( مسألة 6 ) هر گاه از وقت بقدر چهار ركعت باقي باشد شخص مسافر شروع كرد بنماز ظهر بقصد قصر ودر أثناء نيت اقامه كرد باطل است نماز أو وجايز نيست عدول بعصر كند بلكه قطع كند وشروع بعصر كند وهر گاه در اين فرض پيش از شروع قصد اقامه كرد وبه نيت عصر شروع بنماز كرد وبعد از شروع قصدش بهم خورد يعنى عزم بر عدم اقامه كرد پس ظاهر آنست كه عدول بظهر كند وشكسته تمام كند ( مسألة 7 ) مستحب است تفريق ما بين دو نماز مشترك در وقت مثل نماز ظهر وعصر ونماز مغرب وعشا وكافى است مسمى تفريق وأيا بمجرد فعل نافله تفريق بعمل مىآيد يا نه وجهي از براي آن است اگر چه خالي از اشكال نيست ( مسألة 8 ) معلوم شد پيش از اين كه وقت فضيلت نماز عشا از ذهاب شفق است تا ثلث شب ووقت اجزاء آن پيش از ذهاب شفق وبعد از ثلث است تا نيمه شب وفقها از براي نماز عصر نيز ذكر كرده اند كه وقت فضيلت آن از رسيدن مايه شاخص است بمثل تا دو مثل ودو طرف وقت فضيلت آن دو وقت اجزاء آن است لكن دانستى كه بعيد نيست أول وقت فضيلة آن أول زوال باشد واز براي أو يك وقت اجزاء باشد بلى أحوط آنست كه كسيكه خواهد درك فضيلت عصر كند صبر كند تا سايه بمثل برسد ( مسألة 9 ) مستحب است تعجيل كردن بنماز در وقت فضيلت ودر وقت اجزاء بلكه هر چه بأول وقت نزديكتر باشد أفضل است مگر انكه معارضي داشته باشد مثل انتظار جماعت وغيره ( مسألة 10 ) مستحب است نماز صبح را چنان در أول وقت بجا اورند كه تاريكى بر قرار باشد وروشنائي منتشر نشده باشد ( مسألة 11 ) اگر از وقت بقدر يك ركعت باقي باشد هنوز نماز قضا نيست وبايد به نيت أداء آن نماز را بجا أورد زيرا كه هر كه يك ركعت از وقت درك كرد بمنزله آنست كه تمام وقت نماز را درك كرده باشد لكن جايز نيست كه نماز را تأخير افكند تا بان وقت ( فصل دويم ) در بيان أوقات نمازهاى نافله است ( مسألة 1 ) وقت نافله ظهر از زوال است تا انكه سايه شاخص دو سبع آن شود وان مقدار يك ذراع است ووقت نافله عصر تا وقتي است كه سايه بچهار سبع شاخص برسد وان دو ذراع است بلكه وقت نافله باقي است تا اخر وقت اجزاء ظهر وعصر بنابر أقوى واگر چه أولى آنست كه