السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

251

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

در أول وقت مثلا بجا أورد بايد نماز ظهر را در مسجد يا در أول وقت بجا أورد ( مسألة 4 ) جايز است نمازهاى نافله شبانه روزى وغيره را نشسته بجا اوردن اگر چه در حال اختيار باشد لكن أولى در آن حال آنست كه هر دو ركعت را عوض يك ركعت ايستاده حساب كند پس عوض هشت ركعت نافله ظهر هشت دو ركعت نشسته بجا أورد وهم چنين در نافله عصر وبنابر اين عوض مفرده وتر دو يك ركعت نشسته بجا أورد هر ركعت بيك سلام ( باب دويم در بيان أوقات نمازهاى يوميه ونافله آن است ودر آن چند فصل است ) ( فصل أول ) بدان كه وقت نماز ظهر وعصر ما بين زوال ومغرب است ومختص است ظهر بأول وقت بمقدار أداء آن بحسب حال خود وهم چنين است عصر نسبة باخر وقت وما بين مغرب ونصف شب وقت نماز مغرب وعشا است ومختص است مغرب بأول بمقدار أداء آن وهم چنين است عشا نسبت باخر وقت ولكن اين وقتي كه براي مغرب وعشا ذكر شد مال شخص مختار است واما مضطر يعنى انكسيكه در اين وقت خواب باشد يا نماز را فراموش كرده باشد يا زن حائض باشد بعد از نصف شب عذرش بر طرف شود پس وقت نماز مغرب وعشا براي أو باقي است تا طلوع صبح ومختص است عشا باخر آن بمقدار أداء آن بخلاف مغرب كه در وقت اضطرار وقت مختص ندارد وأقوى آنست كه عامد در تأخير نماز نصف شب حكمش حكم مضطر است يعنى وقت نماز نيز براي أو باقي است تا طلوع فجر واگر چه گناه كرده بجهة تأخير وأحوط در حق أو آنست كه نيت ادا وقضا نكند بلكه أولى در تحق مضطر نيز چنين است ووقت نماز صبح ما بين طلوع فجر صادق است تا طلوع افتاب ووقت نماز جمعه از أول زوال است تا وفتيكه سايه شاخص مثل شاخص شود واگر تاخيز كرد وقتش تمام مىشود وبايد نماز ظهر بجا أورد ووقت فضيلت ظهر از وقت زوال است تا وقتي كه آن سايه كه از شاخص در وقت زوال ظاهر شده بمثل آن شود وبعد از مثل بنابر مشهور وقت فضيلت عصر است تا اين كه دو مثل شاخص شود ولكن بعيد نيست كه وقت فضيلت عصر از زوال باشد تا رسيدن سايه به دو مثل ووقت فضيلت مغرب از مغرب است تا بر طرف شدن شفق مغربي وان سرخي است كه در سمت مغرب بهمرسد بعد از غروب افتاب ووقت فضيلت عشا بعد از بر طرف شدن شفق است تا ثلث شب پس از براي نماز عشا دو وقت اجزاء است يكى پيش از ذهاب شفق ويكى بعد از ثلث شب