السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
246
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
براي رفع خبث از بدن يا لباس يا براي رفع حدث بايد مقدم دارد رفع خبث را وتيمم كند بدل وضوء يا غسل لكن اين در صورتي است كه ممكن نباشد كه آب را صرف وضوء يا غسل كند وغساله آن را در ظرف پاكي جمع كند براي رفع خبث والا متعين است كه چنين كند وهم چنين است در مسألة اجتماع جنب وميت ومحدث بأصغر بلكه ساير مقامات دوران ( مسألة 32 ) اگر پيش از وقت نماز بداند كه اگر تيمم نكند تا وقت داخل شود در وقت از تحصيل خاك ونحو آن كه بر آن تيمم كند متمكن نمىشود أحوط آنست كه بقصد غير نماز در وقت از غايات ديگر تيمم كند وتيمم خود را نشكند تا وقت داخل شود كه بان نماز بخواند چنانچه چنين است نسبت بوضوء كه پيش از دخول وقت بداند هر گاه صبر كند تا وقت آب از دست أو مىرود پس بقصد غايت ديگرى بنابر أحوط يا بقصد كون بر طهارت وضوء بگيرد وباقي بدارد وضوء خود را تا وقت نماز ( مسألة 33 ) مس كتابت قرآن اگر بسببي واجب شود تيمم براي آن واجب است واگر مس مستحب باشد تيمم مستحب است ولى مشروع نيست تيمم براي مس قران اگر مباح باشد بلي مىتواند بقصد غايت ديگرى تيمم كند وبعد از آن جايز است مس نمودن قران ( مسألة 34 ) هر گاه موى سر به پيشاني برسد پس هر گاه زايد از متعارف باشد براي تيمم بايد انرابلند كند وتمام بشره پيشاني را مسح كند واگر زايد از متعارف نباشد دور نيست كفايت مسح روى آن بدل از بشره پيشاني وأحوط مسح هر دو است ( مسألة 35 ) اگر شك كند در وجود حاجب در محل تيمم حال آن حال وضوء وغسل است كه بايد فحص كند تا يقين كند بنبودن حاجب يا مظنه كند بان ( مسألة 36 ) در موارديكه واجب است دو تيمم كند يكى بدل از غسل وديگرى بدل از وضوء مثل حائض ونفساء وكسيكه مس ميت كرده باشد أحوط آنست كه تيمم ثالثى كند بقصد استباحه نماز ومعين نكند كه بدل وضوء است يا بدل غسل زيرا كه محتمل است از باب تداخل يك تيمم بيشتر بر أو نباشد بلى اگر يكي را مثلا بقصد بدل وضوء بعمل أورد ودويمى را بقصد ما في الذمة بجا أورد ديگر محتاج به تيمم سيم نيست ( مسألة 37 ) هر گاه اسم جلاله يا قران بريدن كسى نقش كرده باشند أحوط آنست كه آن را محو كند تا در وقت جنابت ياحدث در بدن أو نباشد واگر محو آن ممكن نباشد يا بگوئيم كه محو آن واجب نيست پس دست خود را در وقت وضو يا غسل بان نمالد كه حرام است بلكه آب بر آن جارى كند بدون مس يا غسل ارتماسى