السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
22
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
در وجوب احتياط از غساله آن ( مسألة 7 ) اگر در آبى شك كند كه غساله استنجاء است تا پاك باشد يا از غسالهاى ديگر محكوم است به طهارت اگر چه اجتناب از آن أحوط است ( مسألة 8 ) هر گاه غسل كند در آب كر مثل خزانه حمام يا استنجاء كند در آن صدق نمىكند بران غساله حدث أكبر يا غساله استنجاء يا خبث ( مسألة 9 ) هر گاه شك كرد در رسيدن نجاست از خارج باب استنجاء يا بيرون آمدن نجاست يا غايط بنابر عدم گذارد ( مسألة 10 ) مسلوب شدن طهارت يا طهوريت از آب مستعمل در رفع حدث أكبر يا رفع خبث چه استنجاء باشد چه غير استنجاء جارى در آب قليل است نه در آب كثير مانند خزانه حمام ونحو آن ( مسألة 11 ) هر گاه جامه را شست وفشار داد آنچه از آب بعد از فشار دادن باقي مىماند پاك است وحكم ندارد وهم چنين است آن قطراتى كه باقي مىماند در ته ظرف بعد از شستن آن وريختن غساله آن ( مسألة 12 ) هر گاه جامه را تطهير كرد بعد از پاك شدن آن دست نيز بالتبع پاك مىشود وحاجت بشستن ندارد وهم چنين است ظرفى كه جامه در آن شسته مىشود ( مسألة 13 ) هر گاه شخص جارى كرد آب را بر محل نجس زيادتر از مقدارى كه پاكى بان حاصل مىشود آن مقدار زيادى بعد از حصول پاكى پاك است واگر چه تمام آن يك غسله حساب شود ولكن مراعاة احتياط أولى است ( مسألة 14 ) غساله نجاستى كه تعدد مىخواهد مانند بول مثلا اگر ملاقاة كند چيزى را كفايت مىكند در آن شستن يك دفعه ومعتبر نيست در آن تعدد اگر چه أحوط است ( مسألة 15 ) غساله چيزى كه احتياط مىشويند مثل خود آن چيز احتياط دارد اگر مستحبى است مستحبا واگر وجوبي است وجوبا ( م 16 ) در غساله استنجا قطراتى كه مستصحب اجزاء متميزة نباشد پاك است اگر چه آنچه مجتمع در مكاني شده مستصحب اجزاء غير مستهلكه باشد ووجوب اجتناب از أو منافاة ندارد با عفو از آن قطرات بلكه اگر دو حصه شود بعضي در مكاني جمع شود بدون استصحاب وبعضي در مكان ديگر با استصحاب أولى پاك است ودومى نجس ( فصل هشتم ) در آب مشتبه است آب مشكوك النجاسة پاك است مگر آنكه علم پيدا كند به آنكه حالت سابقه أو نجاست بوده واگر آب مشكوك الاطلاق يعنى مشتبه به مضاف باشد حكم آب مطلق ندارد مگر آنكه معلوم شود كه در سابق مطلق بوده واگر مشكوك الإباحة يعنى مشتبه به غصبى باشد محكوم است باباحه وجميع تصرفات در آن جايز است مگر اين كه حالت سابقه آن ملكيت