السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
132
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
واستيناف كند غسل را بنحو ديگر ( مسألة 11 ) غسل ارتماسى در حوضي كه كمتر از كر باشد با طهارت بدن صحيح است واشكالى در أول دفعه آن نيست بلى دفعه ديگر اگر كسى خواسته باشد در آن غسل كند يا وضو بگيرد چون در رفع حدث استعمال شده وكثير هم نبوده بي اشكال نيست چنانچه اگر در ميان آن بنشيند يا بايستد وغسل ترتيبي كند كه آب غسل در آن بريزد اشكال مذكور را دارد واما اگر آب بقدر كر يا بيشتر باشد چنين نيست بلى بعيد نيست صدق مستعمل بر آب حوض هر گاه بقدر كر بدون زيادة باشد ومكرر در آن غسل كند لكن أقوى چنانچه گذشت جواز اغتسال است از آب مستعمل ( مسألة 12 ) شرط است در صحت غسل همان شرايطى كه در وضو گذشت از نيت واستدامه آن تا اخر عمل واطلاق آب وطهارت آن ونبودن آن آب غساله وعدم ضرر در استعمال آن ومباح بودن آن ومباح بودن ظرف آن ونبودن آن از طلا ونقره واباحه مكان غسل واباحه محل ريختن أب آن وطهارت بدن وتنگ نبودن وقت وترتيب در تريبى وحرام نبودن ارتماس اگر غسل ارتماسى خواسته باشد بكند مثل انكه در روز روزه وحال احرام نباشد وشرط است مباشرت در حال اختيار وما سواي شرط اباحه وشرط نبودن ظرف از طلا ونقره وشرط عدم حرمت ارتماس در ارتماسى شرطهاى ديگر از شروط واقعيه مىباشند كه بتخلف يكى از انها غسل باطل است حتى در حال جهل يا نسيان ( مسألة 13 ) هر گاه شخص از خانه در امد بقصد انكه برود حمام غسل كند پس داخل حمام شد وغسل كرد بهمان داعى أول كه مركوز در ذهن أو بود لكن اگر بنحوى باشد كه اگر به پرسند از أو چه مىكنى بگويد غسل مىكنم صحيح است واگر بالمرة غفلت از براي أو حاصل شده ومع ذلك غسل كند صحيح نيست ( مسألة 14 ) هر گاه حمام رفت بجهت غسل كردن وبعد از انكه از حمام در امد شك كرد كه ايا غسل كرد يا نه بنا گذارد بنكردن وبرود غسل كند واگر يقين دارد كه غسل كرده لكن شك دارد كه ايا بر وجه صحيح غسل كرده يا نه بنا را بر صحت گذارد ( مسألة 15 ) هر گاه باعتقاد سعة وقت از براي غسل ونماز غسل كرد وبعد معلوم شد كه وقت وسعت نداشته اگر غسل كرده بقصد امر بان از بابت آن نماز خاص بر وجه تقييد غسل أو باطل است چون مأمور بان نبوده واگر بر وجه تقييد نبوده صحيح است واگر اعتقاد كرد كه وقت تنگ است وتيمم كرد عوض غسل ونماز كرد پس ظاهر شد كه وقت تنگ نبوده در صحت غسل ونمازش اشكال است ( مسألة 16 )