السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
128
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
جنب يا حايض يا نفسا را از براي نفس دخول يا مكث يا عبور در مسجدين پس اجاره فاسد است هر چند جاهل باشند پس اگر أجير كند ايشان را از براي طواف مستحب اجاره باطل است حتى با جهل وهم چنين اگر اجاره كند ايشان را از براي قرائت عزائم چرا كه نفس متعلق اجاره حرام است بخلاف جاروب كردن كه حرام در آن كنس بما هو كنس نيست بلكه آنچه حرام است دخول ولبث است ( مسألة 8 ) اگر شخص جنب باشد وآب منحصر باشد در مسجد واجب است كه تيمم كند وداخل شود بجهت آب برداشتن يا غسل كردن واز جهت وجدان آب تيمم أو باطل نمىشود تا بيرون آيد يا غسل را در آنجا تمام كند ودر حال اين تيمم نمىتواند ساير چيزهائيكه مشروط بطهارت است اتيان كند بلكه اباحه مىكند دخول ولبث را فقط پس جايز نيست در انحال مس كتابت قرآن ونه قرائت عزائم اگر واجب فورى نباشد چنانچه ماندن بيش از مقدار حاجت جايز نيست ( مسألة 9 ) اگر علم داشته باشد اجمالا بجنابت أحد شخصين جايز نيست از براي أو أجير كردن آن دو يا يكى از آن دو نفر را براي خواندن عزائم يا دخول مساجد يا نحو اينها از چيزهائيكه حرام است بر جنب ( مسألة 10 ) محرمات مذكوره در وقتي است كه جنابت معلوم باشد والا هيچ يك حرام نيستند مگر انكه حالت سابقه شخص جنابت باشد ( فصل پنجم ) در چيزهائيكه مكروه است از براي جنب وانها چند امر است ( أول ) خوردن واشاميدن است ورفع مىشود كراهت آن بوضو يا شستن دستها ومضمضه واستنشاق با شستن دستهاى تنها ( دوم ) خواندن زيادتر از هفت ايه از غير سورهاى عزائم وخواندن زيادتر از هفتاد ايه كراهتش أشد است ( سيم ) مس ماعداى خط مصحف است از جلد وأوراق وحواشي وما بين سطور ( چهارم ) خوابيدن بدون وضو يا تيمم بدل غسل اگر واجد آب نباشد وبهتر تعجيل غسل است ( پنجم ) خضاب كردن بحناء يا وسمه ونحو آن بدست يا پا يا ريش يا موى سر چه مرد باشد چه زن وهم چنين مكروه است كه كسيكه خضاب كرده پيش از تمام رنگ گرفتن خود را جنب كند ( ششم ) روغن ماليدن ببدن ( هفتم ) جماع كردن اگر از احتلام جنب شده باشد ( هشتم ) حمل مصحف ( نهم ) تعليق يعنى اويختن آن ( فصل ششم ) در احكام غسل جنابت است بدان كه غسل جنابت مستحب نفسي است وواجب غيرى است از براي غايات واجبه ومستحب غيرى است از براي غايات مستحبه وقول بوجوب نفسي آن ضعيف است وواجب نيست در آن قصد وجوب وندب بلكه